زبان شناخت،پ ژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390 ، صص 17 32
بررسی ساخت هايِ مصدري در برخی گویش هايِ
استان اصفهان محمد مهدي اسماعیلی*
چکیده
در این مقاله، انواع ساخت مصدري در تعدادي از گویش هاي استان اصفهان، که
همگی از مجموعه گویش هاي مرکزي ایران اند، توصیف و بررسی شده است . در
گویش هاي مورد بررسی، مجموعاًً چهار نوع ساخت مصدري وجود دارد که بجز
یک مورد، که با ستاك حال شکل می گیرد، بقیه بر اساس ستاك گذشتۀ فعل
ساخته می شوند. نکتۀ دیگر اینکه، در برخی از این گویش ها، دو یا حتی سه
ساخت مصدري در کنار هم دیده می شود که یکی از آنها ساخت اصلی و غالب
است و موارد دیگر، که کاربرد محدودتري دارند، ثانوي محسوب می شوند . در
این تحقیق و بررسی مختصر، سعی بر این بوده تا گونه هاي ساخت مصدري،
بافت هایی که در آن به کار می روند و همچنین منطقۀ رواج هر یک از ساخت هاي
مصدري مشخص شود.
کلیدواژه ها: گویش هاي مرکزي ایران، مصدر، مصدر مرخم یا ناقص، فعل وجهی
(شبه معین)، ستاك گذشتۀ اصلی و ثانوي.
1. مقدمه
در قسمت هایی از استان اصفهان (عمدتأ مناطقِ شمالی، مرکزي و شرقی) و در دامنۀ رشته کوه
مرکزي ایران و دشت کویر، مجموعه و پیوستاري از گویش ها رایج اند که به گویش هاي
مرکزي ایران معروف اند. این گویش ها که، علاوه بر اصفهان، در مقیاسی کوچک تر در
esmaaili@gmail.com * استادیار فرهنگ و زبان بارستانی ایران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزي
90/5/ 89 ، تاریخ پذیرش: 15 /12/ تاریخ دریافت: 15
18 بررسی ساخت هاي مصدري در برخی گویش هاي استان اصفهان
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
استان هاي مرکزي و یزد نیز رواج دارند، از نظر زبان شناسیِ تاریخی، عضوي از شاخۀ شمالِ
که اولین « گویش هاي مرکزي ایران » غربی زبان هاي ایرانی به شمار می آیند. علاوه بر اصطلاحِ
به کار برده است، برخی از ایران شناسان (Geiger, 1898-1901:381- بار ویلهلم گایگر ( 406
نیز (Lecoq, 2002) « کرمانی » یا حتی ،(Mann, 1926) « مادي » غربی این گویش ها را
نامیده اند. ولی ساکنان این مناطق اصطلاحات و اسامی متعددي از قبیل راجی، رایجی، راسا/
راستا، راسی/ راستی، راسه، وِلاتی (ولایتی)، دیی (دهی) و بوروبِشه اي را براي اطلاق به این
گویش ها به کار می برند.
گویش هاي مرکزي ایران، بر اساس طبقه بندي زبان شناسان غربی ، به گروه هاي
(Windführ, و ویندفور ( 1992 (Lecoq, کوچک تري تقسیم شده اند . لوکوك ( 1989
گویش هاي مرکزي ایران را به شش گروه کوچک تر تقسیم کرده اند که، اگرچه تفاوت هاي
اندکی در تقسیم بندي و نام گذاري آنها دیده می شود، ولی در مجموع طبقه بندي آنها به هم
این شش گروه عبارت اند از: (ibid: شبیه است. طبق نظر لوکوك ( 313
یک) گویش هاي منطقۀ تفرش در استان مرکزي شامل آشتیانی، آمره اي، وفسی، اَلویري،
ویدري، کَهکی و ... .
دو) گویش هاي شمال غربی شامل خوانساري، وانشانی، محلاتی و دلیجانی.
سه) گویش هاي شمال شرقی، یعنی محدودة بین کاشان و نطنز، شامل آرانی و بیدگُلی،
ابیانه اي، ابوزِیدآبادي، بادرودي، جوشقانی، کامویی، قُهرودي، سهی، میمه اي، کشه اي، طَرقی،
طاري، نطنزي، هنجنی، ولوگردي، چیمه اي، تکیه ساداتی، بیدهندي، فَریزَندي، یارندي،
کُمجانی، طَره اي، نینه اي، اوره اي و ... .
چهار) گویش هاي جنوب غربی، یعنی منطقۀ اصفهان و برخوار، شامل گَزي، خورزوقی،
سدهی، ورزنه اي، کَفرونی، کُمشچه اي، جرقویه اي و یهودیان اصفهان.
پنج) گویش هاي جنوب شرقی شامل انارکی، نائینی، اردستانی، زِفره اي و نیز زردشتیان و
کلیمیان یزد و کرمان.
شش) گویش هاي ناحیۀ کویر یعنی منطقۀ خور و بیابانک شامل خوري، فَرویگی، مهرجانی.
همان گونه که دیده می شود، تقریباً گویش هاي پنج گروه از شش گروه فوق در استان
اصفهان رایج اند . در این گویش ها و حتی در برخی لهجه هاي فارسی این مناطق،
ساخت هاي مصدري گوناگونی وجود دارد که ، در ادامه ، این ساخت ها، به ویژه در
گویش هاي گروه جنوب غربی، بررسی و توصیف خواهند شد.
محمد مهدي اسماعیلی 19
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
شایان ذکر است که کاربرد ساخت مصدري در این گویش ها در مقایسه با فارس ی
کمتر است و، به عبارت دیگر، ساخت هاي مصدري به وضوح خود را نشان نمی دهند . این
مسئله یعنی کاربرد و بسامد کمتر مصدر نکته اي است که برخی از محققان نیز به آن اشاره
در مقاله اي راجع به مصدر در گویش گزي و (Baily, کرده اند؛ از جمله، بِیلی ( 1935:74
یافتن ساخت هاي مصدري همواره کار مشکلی است. با این حال، اگر در » : سهی می گوید
مواد و مطالب موجود از بعضی گویش ها ساخت هاي مصدري به ندرت دیده می شوند،
: صادقی ( 1379 .« ایراد و اشکال بیشتر رابطۀ مستقیم با تحقیقات ناکافی در این باره دارد
مان » : 53 ) نیز در بحث پیرامون ساخت مصدري در نائینی به نقل از دیگران می نویسد
و -in معتقد است که مصدر در نائینی کم است. وي تنها پنج مصدر را، که چهار تاي آن به
ختم شده، ذکر کرده است (ص 129 ). ایوانف معتقد است که مصدر در نائینی -ên یکی به
وجود ندارد و گایگر (ص 400 ) می گوید، به جاي مصدر در این لهجه، مصدر مرخم به کار
می رود. نظر گایگر مبنی بر کاربرد مصدر مرخم به جاي مصدر در مجموع درست است
1975 ) نیز در مورد ساخت مصدري در گویش ابوزیدآبادي می گوید : : لوکوك ( 24 «. ... و
می دانیم که، در بسیاري از گویش ها، اغلب یافتن مصدر، در مواردي که مصدر ترجمه و »
کریستن سن .« گرته برداري ساده اي از مصدر فارسی نیست، کار مشکلی است
نیز نظیر چنین مطالبی را دربارة گویش هاي فریزندي و یارند ي (Christensen, 1930:134)
پیدا کردنِ مصدر در فَریزَندي و یارندي، همچون دیگر لهجه ها و » : بیان کرده است
گویش هاي ایرانی، کاري دشوار است. در مواردي که موفق به یافتن آن در فریزندي شدم،
خواندن )، χůndän ، دیدن dīdän ، کردن kärdän مصدر استفاده شده یا فارسی است (مانند
یا اینکه، به قیاس با ساخت مصدري فارسی، از ستاك هاي فعلیِ ناشناخته در فارسی (مانند
گفتن)، یا از ستاك هاي فعلیِ داراي تلفظ متفاوت با معادل خود در فارسی ساخته vǡtän
فروختن). تنها مثال از مصدر در گویش یارندي، که می توانم hærutän شده است (مانند
.« کردن) است ) kärdän ارائه دهم، مصدر
در اغلب این گویش ها، معادل جملات غیرشخصی فارسی (وجه مصدري فارسی) یعنی
جملاتی که درآنها فعل اصلی پس از فعل وجهی یا شبه معین به صورت مصدري می آید،
مانند باید رفت، می شود رفت، می شد رفت، بشود رفت، می توان رفت بیشتر با وجه
التزامی و اکثراً به صیغۀ دوم شخص مفرد بیان می شود؛ مانند باید بروي، می شود بروي،
می شد بروي، بشود بروي 1. با این حال، در مواردي نیز عکس حالت فوق دیده می شود،
20 بررسی ساخت هاي مصدري در برخی گویش هاي استان اصفهان
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
یعنی جملات داراي ساخت التزامیِ فارسی، مانند باید بروم، باید بروي، باید برود ...،
می توانم بروم، می توانی بروي، می تواند برود ...، در تعدادي از این گویش ها، به صورت
مصدري بیان می شود، مانند بایدم رفتن، بایدت رفتن، بایدش رفتن ...، می توانم رفتن،
می توانی رفتن، می تواند رفتن ... .
در این بررسی، منظور از مصدر، صورت یا ساخت تصریف ناپذیرِ (ناخود ایستا ) فعل
است که فاقد اطلاعاتی راجع به شخص، شمار، زمان، نمود و وجه باشد.
شایان ذکر است که اغلب داده هاي این مقاله از بررسی هاي میدانی نگارنده است. مثال ها
ثبت شده اند. برخی مثال ها نیز برگرفته از (IPA) همگی به شیوة الفباي آوانگار بین المللی
کتاب ها یا مقالات چاپ شده دربارة گویش هاي منطقۀ مورد بحث است که، در این موارد،
منبع مورد استفاده ذکر شده است.
2. انواع ساخت مصدري
در گویش هاي مورد بررسی، چهار نوع ساخت مصدري به شرح زیر وجود دارد:
-en / -æn 1.2 (پیشوند فعلی) + ستاك گذشته + پسوند
*-tan این ساخت، که در فارسی نیز وجود دارد، بازماندة پسوند مصدرسازِ ایرانی باستانِ
فارسی باستان در حالت برایی مفرد) است و ظاهراً در هیچ یک از گویش ها ي -tanai)
بررسی شدة گروه جنوب غربیِ گویش هاي مرکزي ایران، به استثناي گویش یهودیان
اصفهان، دیده نمی شود یا، به عبارت دیگر، ساخت اصلی و غالب نیست. البته ژوکوفسکی
مصدرهاي گویش سدهی (ورنوسفادرانی) را با این پسوند ضبط کرده، (Žukovskij, 1922)
،« کُشتن » (kuštén) куштéн ،« ترسیدن » (tesīdén) тесīдéн ،« گرفتن » (igitán) ігітáн مانند
که صحیح نیست. اما این ساخت ،« رسیدن » (resīdén) ресīдéн ،« کندن » (kintén) кінтéн
در اغلب دیگر گروه هاي گویش هاي مرکزي وجود دارد، مانند خوانساري و وانشانی
بردن) از گروه شمال غربی؛ میمه اي و وزوانی، جوشقانی، ابیانه اي bertæn ، سوختن sotæn)
mæ:dæn) دویدن ) از گروه شمال شر قی؛ اردستانی væʃtæn ، دیدن dijæn) و قهرودي
کردن) از گروه جنوب شرقی. در هنجنی، ولوگردي و چیمه اي این وند به kæ:dæn ، مردن
به کار می رود. مثال از چیمه اي: -en صورت
محمد مهدي اسماعیلی 21
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
cɑr cærden berɑ ɑdem χebæ. . کار کردن براي آدم خوب است
hæt væχt-e himijen bo? ؟ الآن وقت آمدن بود
qedimɑ mæcce ʃijen sæχt bo. . قدیم ها مکّه رفتن سخت بود
کاربرد دارد، [-ɔ(͂n)] در خوري از گروه گویش هاي کویر، گونه اي از این وند به صورت
ظاهر [-æn] پختن)، اگرچه در ساخت اضافه به صورت pe:dɔn͂ ، بافتن goftɔn͂ (مانند
(14 : می شود. (عباسی، 1372
احتمال دارد که این ساخت تحت تأثیر فارسی پدید آمده باشد.
-mon / -mun 2.2 (پیشوند فعلی) + ستاك گذشته + پسوند
این ساخت مصدري ظاهراً پربسامدترین ساخت مصدري در این گویش ها است، اگرچه
-mān توزیع و پراکندگی آن یکسان و برابر نیست. نشانۀ مصدري این ساخت (برابر با
ایرانی باستان *-man در فارسی میانه و نو)، که احتمالاً بازماندة پسوند مصدرساز
اوستایی در حالت برایی مفرد) است، در اکثر گویش هاي گروه جنوب غربی ، -maine)
بجز سدهی (ورنوسفادرانی) و یهودیان اصفهان، دیده می شود و پرکاربردترین وند
مصدري این گروه است. البته در تعدادي از گویش هاي گروه هاي دیگر، مثل طَرقی،
طاري و کشه اي از گروه شمال شرقی نیز، ساخت و صورت غالب است. در برخی از
گویش ها، مانند نَطَنزي از گروه شمال شرقی و نائینی از گروه جنوب شرقی، بسامد آن
در -mun بسیار کمتر است و ساخت ثانوي محسوب می شود . این وند به صورت
گویش هاي گَزي، خورزوقی، کُمشچه اي (ازگروه جنوب غربی)، طَرقی، طاري و کشه اي
در گویش هاي منطقۀ جرقویه و کوهپایه -mon (ازگروه شمال شرقی) و به صورت
(ازگروه جنوب غربی) وجود دارد:
گفتن کردن پختن رسیدن
ræsɑ-mun pæχt-ɑmun cært-ɑmun vɑt-ɑmun گزي و خورزوقی
ræsɑ-mun pæχ-mun cæ:d-mun vɑd-mun کُمشچه اي
ræsɑj-mun pæχ-mun cærd-mun vɑt-mun طرقی و کشه اي
resɑ-mon pæχt-emon cært-emon vɑt-emon جرقویه اي
resɑ-mon pæ:-mon cært-emon vɑt-emon کوهپایه اي
همان گونه که مشاهده می گردد، در گویش گزي و خورزوقی، ستاك هاي گذشتۀ اصلی ،
22 بررسی ساخت هاي مصدري در برخی گویش هاي استان اصفهان
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
هستند، به قیاسِ ستاك هاي گذشتۀ ثانوي، که با افزودنِ پسوند d/t که همه مختوم به صامت
ایرانی میانۀ شمال غربی) به ستاك حال ساخته می شوند، این وند را گرفته -ād بازماندة ) -ɑ
درآمده است 2. ولی، در گویش -ɑmun و پسوند مصدري در این افعال در واقع به صورت
جرقویه اي و کوهپایه اي، مصوتی بین ستاك گذشتۀ اصلی و پسوند مصدري قرار می گیرد
که ظاهراً براي جلوگیري از تشکیل خوشه هاي صامتی، به ویژه خوشه هاي سه صامتی در
می باشد تا تلفظ آسان تر ،(« پختن » pæχt-mon ستاك هاي گذشتۀ مختوم به دو صامت (مثل
شود. در گویش کمشچه اي، براي جلوگیري از تشکیل خوشه هاي سه صامتی، صامت پایانی
ستاك گذشته اصلاً حذف می شود. 3
چنان که گفته شد، این ساخت در بعضی گویش ها کاربرد و مثال هاي کمتري دارد و
ساخت ثانوي و فرعی محسوب می گردد. براي نمونه می توان به چند مثال زیر از گویش
سدهی (ورنوسفادرانی) اشاره کرد که در برخی موارد حتی معنی قیدي دارند.
Gors χæsærɑ-mun. ( قرصِ سرما خوردن (= سرماخوردگی
niʃt-ɑmun. . نشیمنگاه/ ماتحت
ve-ɟætɑ-mun nun iɟi. . برگشتن (برگشتنی/ موقع برگشتن) نان بگیر
ru i-niʃt-ɑmun-de, mejmunɑ umejind. . تويِ (موقع) نشستن، مهمان ها آمدند
ru ver-ossɑ -mun-de, mejmunɑ umejind. . تويِ (موقع) برخاستن، مهمان ها آمدند
ru be-ʃt-ɑmun-de, tæɢi-je-m bidi. . تويِ (موقع) رفتن، تقیِ (معرفه) را دیدم
χow ʃɑ-mun næbuwe ʧɑj beχeri. .( [موقع] خواب رفتن نمی شود چاي بخوري (خورد
نیز همراه است، مانند: -eci گاهی در معنی قیدي با پسوند
vessɑ-mun-eci tɑʃuwe . وا ایستادنکی ادرار می کند
(i-)niʃt-ɑmun-eci nemɑ χunuwe . نشستنکی نماز می خواند
در گویش نطنزي (از گروه شمال شرقی) گاهی بقایاي این ساخت مصدري قدیمی
دیده می شود.
cijæ hæri-mun, pul-e zijɑdiʃ pijæ . خانه خریدن پولِ زیادي می خواهد
ʧɑjd-ɑmun در لهجۀ فارسیِ خوزان (یکی از سه منطقۀ اصلی سده یا خمینی شهر ) واژة
نیز به کار می رود. « چاییدن، سرماخوردگی »
محمد مهدي اسماعیلی 23
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
در گویش زردشتیان یزد دیده می شود -vun گونۀ دیگري از این وند به صورت
است؛ این امکان نیز v < m 105 ). این وند احتمالأ نتیجۀ تبدیل واجیِ : (مزد اپور، 1374
اوستایی در -vaine) ایرانی باستان *-wan وجود دارد که این وند مستقیماً بازماندة وند
حالت برایی مفرد) باشد.
( -æ / -e 3.2 (پیشوند فعلی) + ستاك گذشته + (پسوند
*-ti این ساخت که همان مصدر ناقص یا مرخم است (بازماندة اسمِ فعل ساخته شده با وند
ایرانی باستان) تقریباً در همۀ گروه هاي مختلف گویش هاي استانِ اصفهان دیده می شود ولی
فقط در برخی از آنها، از جمله انارکی، ساخت اصلی و غالب است. براي نمونه ، به این
جملات انارکی می توان اشاره کرد:
di film dij dɑre. . این فیلم دیدن دارد
mæcce ʃoj ɑzɑr-o. . مکّه رفتن سخت است
di χɑrt dɑre. . این خوردن دارد
hænɟiʃt-o verossɑj. . نشستن و برخاستن
به پایانِ /-j/ همان گونه که دیده می شود، در مصدرهايِ مختوم به مصوت، واجِ ناسودة
ستاك گذشته اضافه می گردد. این واج، که از نظر تاریخی نتیجۀ تضعیف (نرم شدگی )
انسداديِ دندانیِ پایان ستاك گذشته است، در صورت هاي صرفی فعل وجود ندارد. لوکوك
2002 ) به مشابه این مورد در نایینی اشاره کرده است. : 233)
در دیگرگویش ها، از جمله گزي، جرقویه اي (از گروه جنوب غربی) و طاري (از گروه
(-mun شمال شرقی)، مصدر مرخم به عنوان گونۀ آزاد مصدر کامل (ساخته شده با پسوند
به کار می رود، مانند:
گزي
cɑr cært (-ɑmun) ru oftow χejli sæχtu. . کار کردن توي آفتاب خیلی سخت است
bær cije irint (-ɑmun) ɢɑjdeb pyl dɑrbe. . براي خانه خریدن باید پول داشته باشی
mo ɟo æz dijɑmun ʃumɑ-de-vo enɟɑʃt χo ʃumɑ-de ser næbɑne.
من که از دیدن شما و صحبت کردن با شما سیر نمی شوم.
ru bɑ:r sæhrɑ dijɑ(-mun) dɑru. . توي بهار، صحرا دیدن دارد
24 بررسی ساخت هاي مصدري در برخی گویش هاي استان اصفهان
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
او که تويِ (= برايِ) زن گرفتن اینقدر
وسواس دارد.
un ɟo ru ʒæn ɟit tini væsvɑs dɑru.
jɑ(-vo) vɑ væst-ožun. . اینجا (و) آنجا دویدنِ شان
جرقویه اي
hær hɑ-tɑj-e, vɑ-tɑj-e dɑru. . هر دادنی پس دادنی دارد
طاري
ɑrmɑlɑj cɑr-e merd nejæ. . ورمالیدن (= فرار کردن) کارِ مرد نیست
ɑrsæt-e ɟændumed æli te. . وزن کردنِ گندمت را به علی بده
cijæ sɑt χejli pyleʃ æftæ. . خانه ساختن خیلی پول می خواهد
cijæ hiri pyl-e zijɑdeʃ æftæ. . خانه خریدن پولِ زیادي می خواهد
χo ow særd lebɑs ʃoʃt to-rɑ χub nejæ. . با آبِ سرد لباس شستن برایت خوب نیست
pyl vøʃt cɑr-e sæχtijæ. . پول پیدا کردن (= به دست آوردن) کار سختی است
hɑbændɑj-e endø selɑh nejæ. . بسته شدنِ اینجا (این دکان) صلاح نیست
æhnun væχt-e seft boj-e joz nevdæjæ. . هنوز وقت سفت شدن گردو نشده است
pyl æli tɑj, vɑɟelɑjmun nedɑræ. .( پول به علی دادن برگشت ندارد (دیگر پس نمی دهد
væχt-e vɑɟelɑj, sow behrin-o bɑre. . موقع برگشتن، سیب بخر و بیار
در گویش مشکنانی (از گروه جنوب غربی) نیز این ساخت وجود دارد (صدري ،
.(125 ،135 :1386
ru tiq kâr kart gonâ dâru. . روزِ تیغ (سوگواريِ مذهبی) کار کردن گناه دارد
yon veče pak-o-puzi čiyâ xârt nadâru. . این بچه اشتهاي خوردنِ چیزي را ندارد
ولی، در اغلبِ گویش هاي استان، کاربرد مصدر مرخم، به عنوان ساخت ثانوي و کم
کاربردتر، معمولاً منحصر به جایگاه گزاره اي است؛ به این معنی که صرفأ در گروه هاي فعلی
به کار می رود. البته از « توانستن » و « شدن » ،« بایستن » و پس از فعل هاي وجهی یا شبه معینِ
این نظر تفاوت هایی موجود است، مثلاً در بعضی گویش ها، مانند سدهی (ورنوسفادرانی) و
نمی آید. در برخی گویش هايِ داراي ساخت « بایستن » جرقویه اي، مصدر مرخم بعد از فعل
آیندة (مستقبل) گروه شمالِ شرقی، مثل ابیانه اي، طَره اي، کُمجانی، یارندي و غیره، مصدر
خواستن) نیز قرار می گیرد. ) cem-/ cæm-/ com-/ cøm- مرخم پس از فعلِ معینِ
محمد مهدي اسماعیلی 25
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
در مثال هاي زیر، همان طور که مشخص است، تنها فعل وجهی با استفاده از ضمایر
پی بستی (در نقشِ فاعلی) صرف شده و فعل اصلی به صورت مصدر مرخم ظاهر می شود .
صورت هاي بعد از خط مورب گونه هاي معادل این جملات اند که در آنها، مانند فارسی،
فعل وجهی ثابت بوده ولی فعل اصلی صرف شده است.
میمه اي و وزوانی
bæ-m-ɟi vɑt / æɟi bevoʤon. . بایدم گفت / باید بگویم
bæ-m-ɟɑ vɑt / æɟɑ bevoʤon. . بایستم گفت / می بایست می گفتم
bæ(-ʃ)bu di. .( می شود دید(ش
bæ(-ʃ)bɑ di. .( می شد دید(ش
be(-ʃ)bu di. .( بشود دید(ش
bæ-m-ʃi vɑt / bæʃi bevoʤon. . شایدم (= توانم) گفت/ می توانم بگویم
bæ-m-ʃɑ vɑt / bæʃɑ bevoʤon. . شایستم (= توانستم) گفت/ می توانستم بگویم
گزي
be-m-ɟ u ʃ o / ɢɑjdeb beʃɑn. .( بایدم شد (= رفت) / باید بشوم (= بروم
dærs-ɑd be-ɟu χunt / ɢɑjdeb dærs buχune. . درست باید خواند / باید درس بخوانی
fuzuli næ-ɟu ce (< cært). . فضولی نباید کرد
dy se tɑ cɑreɟær-ɑdun be-ɟɑ ɟi (< ɟit). . دو سه تا کارگر بایست می گرفتید
dændun-ɑ d næ-bu dæ-be (< dær-bært). . دندانت را نمی شود فرو ببري
کاربرد دارد که از -e در دو گویش سدهی و جرقویه اي، گونه اي مصدر مرخم با پسوند
نظر صرفی شبیه صفت مفعولی است:
سدهی
χejli pir essæɂæ, næʃɑjbo ʧiji bu-χunt-e. . خیلی پیر شده، نمی تواند چیزي بخواند
jɑʧe næbuwe cɑr be-cæt-e. . اینجا نمی شود کار کرد
hɑl nædɑrɑm, næʃɑmbo be-ʃt-e cy. . حال ندارم، نمی توانم بروم بیرون
buwe inɑ-rɑ bo-χot-e. . می شود اینها را خورد
26 بررسی ساخت هاي مصدري در برخی گویش هاي استان اصفهان
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
جرقویه اي
næbuwe morɢ-o χurus jɑ je ʧuri bi-ɟit-e. . نمی شود مرغ و خروس یا یک جوجه گرفت
نیز وجود دارد . البته در (Lecoq, 1975: 24; 2002: این ساخت در ابوزیدآبادي ( 232
به صورت اختیاري در ابتداي مصدر می آید: ba- این موارد پیشوند نمود کامل
baxmarde ī guhūz شکستن یک گردو
bönōwe ka baxarda بنا کرد به خوردن
bönōwe ka batata بنا کرد به دویدن
(Yarshater و نیز در آرانی و بیدگُلی ( 1990:248
qāli vate قالی بافتن
نکتۀ قابل توجه دربارة این ساخت مصدري این است که مصدر مرخم در دو کاربرد
خود، یعنی کاربرد اسمی (هنگامی که صرفأ نقش هاي اسم را به عهده می گیرد) و نیز کاربرد
فعلی خود، یعنی قرار گرفتن در گروه فعلی و پس از فعل وجهی، به دو صورت متفاوت
ظاهر می شود، به این معنی که در مورد دوم معمولاً، با حذف صامت یا خوشۀ پایانی
مصدر، صورت کوتاه تري پیدا می کند، مانند مثال زیر از گویش گزي:
cɑr cært ru oftow sæxtu. .( کار کردن تويِ آفتاب سخت است (در نقش اسم
cɑr-ɑdun be-ɟu ce (< cært). .( باید کار کنید (در نقش فعل
–i 4.2 (پیشوند فعلی) + ستاك حال + پسوند
این ساخت که شاید کمتر به آن اشاره شده باشد، ظاهراً فقط در سه گویش سده ی (گروه
جنوب غربی) و بیدهندي و تکیه ساداتی (گروه شمال شرقی) ساخت اصلی است 4، هرچند
در میمه اي و وزوانی، سهی، نائینی و لهجۀ فارسی نجف آباد نیز نمونه هایی از آن دیده
می شود. این نوع مصدر از جهت ساخت دقیقاً معادل و برابر با صیغۀ دوم شخص مفرد فعل
مضارع التزامی است و تنها جایگاه تکیه باعث تمایز آنها می شود؛ به این صورت که در
بِب ري) ولی در صورت مصدري = bé-ber-i) مضارع التزامی تکیه بر روي هجاي آغازي
بردن) است. جملات زیر نمونه اي از این ساخت = be-ber-í) تکیه بر روي هجاي پایانی
در گویش سدهی است:
محمد مهدي اسماعیلی 27
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
hær e-t-i-ji, peʃ ɟir-i-jæm dɑru. . هر دادنی پس گرفتن هم دارد
be-cæʃ-i ru cɑroj nø. . کشیدن (استعمالِ مواد مخدر) توي کارش نیست
re be-ʃ-i bærɑj zærær dɑru. . راه رفتن برایش ضرر دارد
to bærɑ be-mber-i χebi. . تو براي مردن خوبی
bæ-ɂæs-i dɑru? ؟ نگاه کردن دارد
to dæsse e-t-i nædɑri. . تو دست دادن (= بخشش) نداري
ʧ eʃ be-ven-i-j-ɑ nædɑrɑm. . چشمِ دیدنش را ندارم
ɢejri nemɑ bu-χun-i ru mæʧʧed-de, hæɢ nædɑru ebi cɑri beceru.
غیرِ نماز خواندن توي مسجد، حق ندارد دیگر کاري بکند.
otɑɢoj χow-ʃi dɑru. .( اتاقش خواب رفتن دارد (این اتاق به درد خوابیدن می خورد
pɑɂɑj χebi bærɑ ɟel be-ʧeln-i dɑru, æmmɑ eɟe beʧelnu.
پاهاي خوبی براي گل چلانیدن دارد، اما اگر بچلاند (ضرب المثل).
næzuni ʧundi ɢæɂæ be-cer-i-jɑ-j mæɢbyl . نمی دانی چقدر حرف زدن هایش مقبول (زیبا) است
bo.
cɑsebi ru bi-ɂirin-i-ju. . کاسبی در خریدن است
in æz re bi-j-i condu. . این از راه آمدن (از نظر راه آمدن) کُند است
در دو گویش بیدهندي و تکیه ساداتی ( در شمال غربِ نطنز و از گروه شمال شرقی )
نیز این نوع مصدر ساخت اصلی است:
بیدهندي
væχt-e behenʤi-je zemin-æ. . وقت آب دادنِ زمین است
jæ dæssæ-ʃi dærebas bærɑ bu be-d-i. . یک دسته [گندم] می بستند برايِ بو دادن
pej gælæ be-ʃ-i-ʃ. . پیِ گله رفتنش
تکیه ساداتی
be-ʤov-i گشتن
be-henɟɑr-i حرف زدن / صحبت کردن
cɑjæ be-ber-i-jo be-bɑz-i-ʤi dɑræ. . بازي بردن و باختن هم دارد
ولی در دیگر گویش ها، از جمله میمه اي و وزوانی، این ساخت به عنوان ساخت ثانوي و
دیده می شود: -æn فرعی در کنار مصدر مختوم به
28 بررسی ساخت هاي مصدري در برخی گویش هاي استان اصفهان
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
cɑr beceri χejli sæχtæ. . کارکردن خیلی سخت است
in film bevini dɑre. . این فیلم دیدن دارد
beχuni-ʃ vifɑjdæ bo. . خواندنَش بی فایده بود
این نوع مصدر گاهی بدون پیشوند فعلی دیده می شود: (Baily, در گویش سهی ( 1935:74
.īn rās vojī e to . این راست گفتنِ تو
kār kerī xailī saxt æ. . کارکردن خیلی سخت است
xorī, vājī, pǖl dīkerī, bemmerī. . خوردن، گفتن، پول در آوردن، مردن
در گویش نائینی (ستوده، 1365 ) نیز این ساخت مصدري درکنار دیگر صورت هاي
جستن )، ) va yuzi ،( گلو بریدن ) nā voni ،( بازکردن ) va kiri : مصدري مثال هایی دارد، مانند
دارکردن= آویختن). ) dār kiri ،( خوردن ) uxori
از میان لهجه هاي فارسی استان، که داراي این نوع ساخت مصدري اند، می توان به لهجۀ
سدهی (سه منطقۀ خوزان، فُروشان و ورنوسفادران) و لهجۀ نجف آبادي اشاره کرد. توضیح
آنکه این نوع ساخت مصدري قدیمی و تقریباً منسوخ شده است و اکنون بیشتر از مصدر
فارسی استفاده می شود:
χæsse beʃi tu cɑreʃ nis. . خسته شدن توي کارش نیست
be hær ʤun bekeni-ji bud, ræfdæm. . به هر جان کندنی بود، رفتم
ولی نکته اي که باید ذکر کرد این است که این ساخت مصدري در معنی صفت لیاقت
است، امکان /i/ نیز به کار می رود. احتمالاً چون این نوع مصدر خود مختو م به مصوت
که باعث مشکل شدن تلفظ می شود، وجود ندارد. این ، -i اضافه شدن وند صفت لیاقت ساز
ساخت در معنی صفت لیاقت ظاهراً فقط درگویش سدهی (ورنوسفادرانی) و لهجۀ نجف
آبادي کاربرد دارد. جملات زیر نمونه هایی از گویش سدهی است:
in pireʒen-e bemberi nø. . این پیرزنِ (معرفه) مردنی نیست
.in ebizɑɂɑ befrɑʃi-ju . این خربزه ها فروشی است
ɢors beʤɑri / bemec(n)i. . قرصِ جویدنی/ مکیدنی
in nɑχoʃ χeb essi nø. . این ناخوش خوب شدنی (ایستادن= شدن) نیست
χejli ɑrɑsi / nærɑsi bo. . خیلی دوست داشتنی/ دوست نداشتنی بود
محمد مهدي اسماعیلی 29
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
این نوع ساخت، در معنی صفت لیاقت، در لهجۀ فارسی نجف آباد بسیار زایا می باشد و
کاربرد فراوانی دارد:
enɑr beteluni .( انار چلانیدنی (فشار دادنی، که به درد آب گرفتن می خورد
dævɑ besɑzi .( دواي ساختنی (که در داروخانه می سازند
beseci برانداز کردنی (صفت چیزي که قابلیت دیدن را دارد). 5
ɢors beʤovi / bimici. قرص جویدنی/ مکیدنی
deræχ(t) bebori. .( درخت بریدنی (که خشک شده و به درد بریدن می خورد
in pomɑd-e bemɑli-jes, boχori co nis. . این پماد (معرفه) مالیدنی است، خوردنی که نیست
je ɢɑli dus(t) bedɑri. .( یک قالی دوست داشتنی (قشنگ
in buɟuji nis . این [موضوع] گفتنی نیست
toχ(m) rejhun beccɑri / boχori. . تخمِ ریحانِ کاشتنی/ خوردنی
inɑ co boχori nis(t), beccɑri-jes. . اینها [تخمه ها] که خوردنی نیست، کاشتنی (براي کاشت) است
in film-e bibini nis(t). . این فیلمِ (معرفه) دیدنی نیست
je ɑhænɟ χundæn, rɑsrɑssi beʃnovi-jes. . یک آهنگ خوانده اند، راستی راستی شنیدنی است
in sæbz bumuni nis(t). . این سبزه ماندنی نیست
ɑdem beʃi nis(t). . آدم شدنی نیست
in beberi / befruʃi nis(t). . این (اشاره به جنس داخل مغازه) بردنی/ فروشی نیست
in beʧe ɟorbe biɟiri-jes, cɑri-d nædɑred. . این بچه گربه گرفتنی (= قابل گرفتن) است،کاریت ندارد
mɑʃin-edun beppɑ ji-jes. .( ماشینتان پائیدنی است (به علت گران قیمت بودن، باید آن را پائید
ɑb in boʃce bepɑʃi-jes. .( آب این بشکه پاشیدنی است (براي پاشیدن است، نه خوردن
ʤuwɑbɑ in dærs bebɑfi-jes. . جواب هاي این درس بافتنی (الکی و سرِ هم کردنی) است
in æz in beduzi-jɑ-s. .( این از این [لباس] دوختنی هاست (در برابرِ لباس آماده
buχuni-jes. .( خواندنی است (ارزش خواندن را دارد
in bupuʃi-jes. .( این [لباس] پوشیدنی است (براي در دست گرفتن نیست
in cɑri co micunim bebɑzi-jes. .( این کاري که می کنیم باختنی است(به باخت منتهی می شود
esm boχori co mijɑd, zudter ez hæme midoved. . اسم خوردنی که می آید، زودتر از همه می دود
in noχodɑ biχisuni-jes-o-vo. ! این نخودها خیساندنی است ها
bijærzi-jes. .( [فلان چیز یا جنس] ارزیدنی است (ارزش دارد
30 بررسی ساخت هاي مصدري در برخی گویش هاي استان اصفهان
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
sifidi bepezi. شُش پختنی. 6
ɑʤil bubedeji. . آجیل بو دادنی
dæ:vɑ fɑjde nædɑred, in beʧe bezeni-jes. .( دعوا فایده ندارد، این بچه زدنی است (باید او را زد
in ʃirini-jɑ bizɑri-jes. .( این شیرینی ها گذاشتنی است (مخصوص گذاشتن جلوي مهمان است
æmʃø bønø:si nædɑri? ؟ امشب نوشتنی نداري
in piremærd-e bimiri nis(t). . این پیرمرد (معرفه) مردنی نیست
in ʧærχ co beceʃi nis(t), beruni-jes.
این دوچرخه که کشیدنی نیست، راندنی است (نباید آن را روي زمین کشید، باید سوار شد و راند).
nælɟir co beceʃi nis, beberi-jes. . نارگیل که کشیدنی (وزن کردنی) نیست، بردنی (خریدنی) است
in dærs hefz bucuni nis(t), befæ:mi-jes . این درس حفظ کردنی نیست، فهمیدنی است
hæɢ bedeji nis(t), bessuni-jes / biɟiri-jes. . حق دادنی نیست، گرفتنی است
beχeri χejli nædɑrim. .( خریدنی خیلی نداریم (چیز زیادي براي خرید نداریم
inɑ birizi-jes. . اینها (اشاره به آشغال حبوبات) دور انداختنی است
in-æm æz in ʤens bendɑzi-jɑ-s. . این هم از این جنس هاي انداختنی است
beʃceni. . شکستنی
bilizi. .( سرسره (لفظاً: لیزیدنی
bilisi. .( آب نبات چوبی (لفظاً: لیسیدنی
همان گونه که دیده می شود، دو واژة آخر به اسم تبدیل شده اند . شایان ذکر است که
dus(t)-bedɑri ،( مکیدنی ) bemeci ،( جویدنی ) beʤovi ،( آب نبات چوبی ) bilisi واژه هاي
پستانک، لفظاً: گول زدنی ) در لهجۀ اصفهانی و ) ɟul-bezeni (دوست داشتنی، زیبا) و نیز
حتی برخی مناطق دیگر استان کاربرد دارند.
3. نتیجه گیري
در گویش هاي مورد بررسی، مجموعاًً چهار نوع پسوند مصدري دیده می شود، با این
توضیح که در برخی از این گویش ها دو یا حتی سه ساخت مصدري در کنار هم وجود
دارد که یکی از آنها ساخت اصلی و غالب است و موارد دیگر، که کاربرد محدودتري
دارند، ثانوي محسوب می شوند. سه مورد از ساخت هاي مصدري بر پایۀ ستاك گذشته و
فقط یک مورد بر اساس ستاك حال شکل می گیرد، که پراکندگیِ آن کمتر بوده و در تعداد
محمد مهدي اسماعیلی 31
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
بسیار محدودتري از گویش ها کاربرد دارد. نکتۀ دیگر در این بررسی این است که ساخت
و نیز ساخت سوم (مصدر مرخم ) گونه هاي قدیمی و کهن تري (-mun دوم (با پسوند
که بیشتر در قسمت هاي شمالی استان رواج دارد، ،(-æn هستند؛ ولی ساخت اول (با پسوند
ظاهراً گونۀ جدیدتري است که تحت تأثیر فارسی پدید آمده است . کاربرد مصدر مرخم
(ساخت سوم)، همچون معادل خود در فارسی، اکثراً محدود به گروه فعلی و پس از افعال
وجهی (شبه معین) و گاهی معین است، اگر چه در این بافت کاملاً زایا می باشد . در حالی
که مصدر کامل به عنوان نوعی اسم، در اغلب این گویش ها، کاربرد و بسامد نسبتاً کمتري
در مقایسه با فارسی دارد و اغلب با شیوه هاي دیگري، از جمله استفاده از فعل التزامی، بیان
می شود. این کاربرد اسمیِ محدودتر باعث شده که اکثر پژوهشگران در یافتن و استخراج
صورت هاي مصدري با مشکل مواجه شوند.
پی نوشت
1. چنین تفاوتی بین فارسی ایران و تاجیکی نیز دیده می شود، یعنی کاربرد فراوان مصدر در
تاجیکی (مانند: رفتن نمی توانم، دیدن می خواهم، رفتن نمی شود) در مقابل کاربرد صورت هاي
فعلی به ویژه مضارع التزامی در فارسی ایران (مانند: نمی توانم بروم، می خواهم ببینم، نمی شود
. 116 118 : برویم). براي توضیح بیشتر ← کلباسی 1374
2. این تغییر قیاسی گویا در دورة اخیر رخ داده است، چون در برخی منابع قدیمی مثل ژوکوفسکی
ي قیاسی هم دیده می شوند . -â 1922 ) و بیلی ( 1935 ) این مصدرها بدون )
از خوشۀ r در اینجا مربوط به قاعدة دیگري است. در برخی از گویش هاي مرکزي، واج r 3. حذف
حذف می شود rt
4. این نوع مصدر در گویش راجی دلیجان (از گروه شمال غربی واقع در استان مرکزي ) نیز دیده
. می شود. ← صفري 1373
برانداز کردن، سبک و سنگین کردن، خوب نگاه کردن. = sec-id-æn .5
جگر، جگر » سیاهی) به معنی ) sijâji در برابر « شُش، جگر سفید » سفیدي) به معنی ) sifidi 6. واژة
« سفیدي بِپزي یا شُش پختنی » sifidi-bepezi . در بعضی مناطق استان اصفهان رواج دارد « سیاه
سفیدي » sifidi-moχori (< morɢ- χori) یعنی شُش سالمی که می توان آن را پخت ، در برابر
یعنی ششِ ناسالم و خرابی، که به عنوان خوراك به مرغ داده می شود، قرار ،« مرغ خوري
= je bepezi bede : به تنهایی و در معناي اسمی نیز به کار می رود، مانند bepezi می گیرد. واژة
یک شُش بده.
32 بررسی ساخت هاي مصدري در برخی گویش هاي استان اصفهان
زبان شناخت، سال دوم، شمارة اول، بهار و تابستان 1390
منابع
آقاربیع، ابوالحسن ( 1383 ). گویش راجی هنجن، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
پایان نامۀ کارشناسی ارشد رشتۀ فرهنگ و زبان هاي باستانی، ،« گویش گزي » .( اسماعیلی، محمد مهدي ( 1374
دانشگاه شیراز.
پایان نامۀ دکتري رشتۀ فرهنگ و زبان هاي باستانی، ،« گویش سدهی » .( اسماعیلی، محمد مهدي ( 1379
دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات.
پایان نامۀ کارشناسی ارشد ،«( توصیف ساختمان گویش کوهپایه (اصفهان » .( الماسی کوپایی، علی اصغر ( 1374
رشتۀ زبان شناسی همگانی، دانشگاه اصفهان.
زرگري، رحمت الله ( 1374 ). تاریخ، فرهنگ و هنر جوشقان قالی، تهران: معینیان.
ستوده، منوچهر ( 1365 ). فرهنگ نایینی، تهران: مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
صادقی، علی اشرف ( 1379 ). نگاهی به گویش نامه هاي ایرانی (مجموعه اي از نقد ها و بررسی ها )، تهران :
فرهنگستان زبان و ادب فارسی با همکاري مرکز نشر دانشگاهی.
صدري، جمال ( 1386 ). گویش مشکنان، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
صفري، حسین ( 1373 ). واژه نامۀ راجی (گویش دلیجان)، تهران: بنیاد نیشابور.
. مجلۀ زبان شناسی، س 10 ، ش 2، پیاپی 20 ،« توصیف دستگاه فعل در گویش خوري » .( عباسی، مهدي ( 1372
کلباسی، ایران ( 1374 ). فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابله اي)، تهران: مؤسسۀ چاپ و انتشارات
وزارت امور خارجه.
مزداپور، کتایون ( 1374 ). واژه نامۀ بهدینان شهر یزد (جلد اول،) تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
Bailey, H.W. (1935). "Modern Western Iranian: Infinitives in Gazi and Soi" , TPS(Transactions of
the Philological Society). pp.73-74.
Christensen, A. (1930). Contribution à la dialectologie iranienne 1. Copenhagen.
Geiger,W. (1898-1901). "Centrale Dialekte", Grundriss der iranischen Philologie, I/2, Strassburg,
pp.381-406.
Lecoq, P. (1975)."Le dialecte d’Abu Zeyd Ābād", Acta Iranica5 . pp.15-38.
Lecoq, P. (1989). "Les dialectes du centre de l’Iran" , Compendium Linguarum Iranicarum.
Wiesbaden: Ludwig Reichert Verlag. pp.313-326.
Lecoq, P.(2002). Recherches sur les dialectes kermaniens (Iran central), Acta Iranica 39, Leuven.
Mann, O., K. Hadank (1926). Kurdisch-Persische Forschungen. Abt. III/I, Berlin.
Windfuhr, G.L. (1992). " Central dialects", Encyclopedia Iranica, vol.5, Costa Mesa, California:
Mazda Publishers. pp.242-252.
Yarshater, E. (1990). "Bīdgoli" , Encyclopaedia Iranica, vol.4, pp.247-249.
Žukovskij, V. (1922). Materialy dlja izučenija persidskix narečij, vol.2, Petrograd.
قیاسی بین زبان طرقی ویک گویش ایرانی
باسمه تعالی
"مقایسه ای بین چند واژه زبان طرقی با گویش کلیمیان اصفهان"
می دانیم که با ظهور اسلام عزیز ،طرقیان به زودی آنرا پذیرفتند؛ که از دلایل آن می توانیم ،آثار علما ی قدیم طرق رود و وقف نامه آن دوران را نام ببریم.
آثار به جا مانده ازآن دوران حاکی است که زردشتیان در کنار مسلمانان طرق زندگی می کردند. اما از کلیمیان به جز رفت وآمد وکسب وکار در طرق ،اثر ودلیلی دیده نشده است .یعنی پیروان این دین پس از اسلام در طرق زندگی نکرده اند .بنابراین رابطه زبان وگویش کلیمیانُ به زبان طَرقی؛ارتباطی به سکونت آنان در طرقرود نخواهد داشت.
اما به قول نویسنده کتاب "گویش کلیمیان اصفهان"(دکتر ایران کلباسی-پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی،۱۳۸۷،چ دوم):
گویشی که در حال حاضر کلیمیان ایران با آن صحبت می کنندجزو گویشهای مرکزی ایران محسوب می شود.گفته شده است که گویش فعلی کلیمیان اصفهان گویش سابق مردم اصفهان بوده که کلیمیان آنرا حفظ کرده اند.... .
با این مقدمه کوتاه،برای برخی از کلمات متشابه زبان طرقی وگویش کلیمیان اصفهان (با اندکی تغییر )،مقایسه ای خواهیم کرد؛ به این نحو که ابتدا فارسی واژه را می خوانیم وآنگاه معادل طرقی وکلیمی آنرابیان می کنیم:
فارسی=طَرقی وکلیمی
آب=ov
آبستن=ovir
امروز=o-ru
امشب=am-shev
بچه=vacha
برف=varf
برگ=valg
بس=vas
بغل=kul
بینی=demaq
پسرعمو=-pir-e-am-
جادار=ya-dar
جاری=yay
جو=ye
جوش=yush
چپ چشم=luch
چه=chi-chi
حبه انگور=tirk
حقه=kelak
خار=ti
خاکستر=khol
خانه=keyah
خسیس=kenes
خفاش=mish-kur
خواب=kho
خواهر شوهر=khoh-merah
دختر=dot
دروغ=duru
دلو آهنی=salt
دلو لاستیکی=dul
دیوانه=chel
روز=ru
روسری=dim-sari
زالزالک=kevej
زنبور=donde
زن پدر=ne-may-e
زیر=jir
سبد چوبی=leude
سرفه=koh
سگ=kuyah
سیب=sou
شتر=oshtor
شوهر=mere
صورت=ru
طناب=tonaf
ظهر=pi-shim
عصر=pesen
غده=doshmel
فاسق=mul
قله=nok
کاه=kah
کلاغ=qela
کنار=var
گربه=meli
گلو=na
موریانه=murd-une
ناپدری=ne-buva-y
هویج=zardak
یاد=vir
نوشته شده توسط : ناصر جلالیان بسمه الله الرحمن الرحیم
گويش تنها یادگارفرهنگ گرانبهای روستای طرقرود زبان وسیله ارتباط .گفتگو وانتقال فرهنگ واندیشه هاست.زبان طرقی به عنوان يك گويش ازگويشهاي زبان شيرين فارسي ، وسیله ارتباطی مردم روستای با صفای طرقرود نطنز است.روستایی که تاریخی به بلندای کوه کرکس رابر دوش می کشد .تاریخ وفرهنگ آن به بیش ازدوهزارسال پیش بازمیگردد.اما دراثرظلم وجور زمانه وحکومت های نالایق وازطرف دیگرخودخواهی وخود پرستی های خان ها و ارباب ها روزبه روز آن فرهنگ اصیل کم رنگترو کم رنگترشده است.این داستان ازبین رفتن هویت وفرهنگ جای پرسش ها ی زیادی داردکه میشود درباره آن مطالعه و بحث نمود.اکنون که گذشت زمان این تاریخ واین فرهنگ عظیم رابه گذشته های دور سپرده است واینک تنها چیزی که ازآن باقی مانده است همین گويش طرقی است.بنا برتحقيق كارشناسان تعداد زيادي از گويشهاي قديمي در حال نابود شدن است.شاید به جرات بتوان گفت که گويش طرقی تنها اثر فرهنگی است که باقی مانده است.ما میراث دار این گويش هستیم .دراین روزگار وانفسا شاید تنها کاری که ازدست ما برمی آید این است که درپایداری این تنها میراث فرهنگی تلاش کنیم.درهمین راستا برآن شده ایم که ازهمه دلسوخته گان این فرهنگ کمک و یاری بخواهیم. منتظردستهای پرمحبت شما هستیم.اینک با مقدمه فوق چند بیت شعرناقابل ر ا به گويش طرقی تقدیم دل سوختگان وشیفتگان این میراث فرهنگی می نمایم و ازاین به بعد با استعانت ازپروردگار یکتا تلاش میکنم تا جایی که بتوانم این مسیر را ادامه دهم انشاا.... و اما شعر به گويش شیرین طرقی: ( ده هامادِ چی چی بمنده تنها ازمون درقی بمنده ) ذکر خدا صُب کِه ازخُو اُورَاًحُسه ذِکر خدا کی تو چمت که تاک انه دست به دعا گی کار زیادَه یُویِه دشتُ یُویه صحرا کارِ خوبِت چی چیَه ذکرخدا کی همو خُوو دِره وُ خُُووهای خوش اَینه چِمت تاک نِه وُ بِیی اِندو کا هایه حاج غِضنفر مش غلومُ اوسا حَیدر ئورو کادرند وَُ کیه ها شو کاهایه مَو و وییینُِِ و گُلُوین ؛ کوه کرگِس همه سرها شو بالا روو به خدایه مِرِنجین اوو اَخِرَه سرش بالایه راشتی راشتی نزانهِ که حق کاهایه مُو خدا شکر اَکُورو یُو این زُومونَه دستهام ازدستهای ظالمین وُویا یَه
و اما برای آنها که باگويش طرقی زیاد آشنا نیستند . معنی شعر فوق تقدیم می شود: صبح که ازخواب بیدار میشی ذکرخدا کن چشم هات که وا میکنی دست به دعا بگیر کار زیاده توی دشت و توی صحرا کار خوب تو چیه ذکرخدا کن هنوز خوابی و خوابهای خوش میبینی چشمهات باز کن ببین اینجا کجاست حاج غضنفر و مشهدی غلام و استاد حیدر امروز کجا هستند خانه هایشان کجاست درخت انگورو بید و گلابی و کوه کرکس همه سرهایشان بطرف خدا ودرحال دعا هستند گنجشگ وقتی آب می نوشد خدا راشکر میکند راستی می دانی که خدا کجاست؟ من خدا را شکر می کنم که در این زمانه دستهایم از دستهای ظالم جداست منتظر شعر بعدی درباره کاروانسرا باشید. |
مشخصات شخصی:
مرتبه علمی: دکتري
1349/07/ تاریخ تولد: 01
محل تولد: اصفهان
esmaaili@gmail.com: ایمیل
مشخصات تحصیلی:
دکتري:
رشته:فرهنگ و زبانهاي باستانی-سال اخذ مدرك: 1379 –نام دانشگاه: دانشگاه آزاد
واحد علوم و تحقیقات
کارشناسی ارشد:
رشته: فرهنگ و زبانهاي باستانی-سال اخذ مدرك: 1374 –نام دانشگاه: دانشگاه شیراز
کارشناسی:
رشته: زبان و ادبیات فرانسه-سال اخذ مدرك: 1372 –نام دانشگاه: دانشگاه آزاد واحد
اصفهان (خوراسگان)
سمت هاي اجرایی:
تجربیات پژوهشی –دانشگاهی:
کتاب:
-1 گنجینه گویش هاي ایرانی، استان اصفهان، دفتر اول، 1390 ، فرهنگستان زبان و ادب
فارسی.
-2 گنجینه گویش هاي ایرانی، استان اصفهان، دفتر دوم، (درحال انتشار)، فرهنگستان زبان و
ادب فارسی.
مقاله:
-1 گویش سدهی، 1381 ، مجموعه مقالات نخستین همایش گویش شناسی ایران، فرهنگستان
زبان و ادب فارسی.
-2 گویش کمشچه اي، 1384 ، سریر سخن(مجموعه مقالات دومین همایش پژوهش هاي
ادبی)، دانشگاه تربیت مدرس.
-3 پسوندهاي مصدرساز در برخی گویش هاي مرکزي ایران، 1386 ، فصلنامه پژوهش ادبی
(شماره 9)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزي.
-4 بررسی ساخت هاي مصدري در گویش هاي استان اصفهان، 1390 ، دوفصلنامه زبانشناخت
(شماره 3)پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
-5 بررسی برخی فرایندهاي واجی-آوایی گویش هاي مرکزي ایران، 1391 ، نخستین
همایش بین المللی زبان ها و گویش هاي ایرانی (گذشته و حال)، مرکز دائره المعارف بزرگ
اسلامی.
-6 بررسی تطبیقی الگوي ساخت اسم و صفت مرکب در اشعار سپهري و اخوان ثالث (همکار
در تالیف)، 1391 ، فصلنامه پژوهش ادبی (شماره 26 )، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران
مرکزي.
-7 بررسی نظام فعل در گویش طاري، 1392 ، رنج و گنج (ارج نامه دکتر زهره زرشناس)،
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
مدخل دایره المعارف:
دانشنامه زبان ها و گویشهاي ایرانی،مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ،« گویش ابیانه اي » -1
1392
دانشنامه زبان ها و گویشهاي ایرانی،مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ،« گویش طرقی »-2
1392
دانشنامه زبان ها و گویشهاي ایرانی،مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ،« گویش طاري »-3
1392
دانشنامه زبان ها و گویشهاي ایرانی،مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ،« گویش سدهی »-4
1392
دانشنامه زبان ها و گویشهاي ایرانی،مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ،« گویش گزي »-5
1392
دانشنامه زبان ها و گویشهاي ایرانی،مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ،« گویش نطنزي »-6
1392
دانشنامه زبان ها و گویشهاي ایرانی،مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ،« گویش یارندي »-7
1392
دانشنامه زبان ها و گویشهاي ایرانی،مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ،« گویش خوري » -8
1393
دانشنامه زبان ها و گویشهاي ایرانی،مرکز دائره المعارف بزرگ ،« گویش خورزوقی » -9
اسلامی، 1393
دانشنامه زبان ها و گویشهاي ایرانی،مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ،« گویش بادي » -10
1393
زمینه هاي پژوهشی:
زبان ها و گویش هاي ایرانی، زبان شناسی تاریخی، دستور زبان فارسی
سوابق آموزشی:
-1 تدریس در گروه زبانشناسی همگانی(کارشناسی ارشد) از 1386 تاکنون(نام دروس:
زبانشناسی تاریخی-تطبیقی، تطور زبان فارسی، تاریخچۀ زبان هاي ایرانی، ساخت زبان
فارسی، تاریخ زبانشناسی، آواشناسی عمومی).
-2 تدریس در گروه زبانشناسی همگانی (کارشناسی) از 1387 تا کنون(نام دروس: آشنایی
با زبان فارسی باستان، آشنایی با زبان فارسی میانه، آشنایی با نظامهاي نوشتاري، آشنایی با
زبانشناسی تاریخی-تطبیقی، ساخت زبان فارسی).
-3 تدریس در گروه هاي زبان آلمانی،انگلیسی و فرانسۀ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران
مرکزي از 1384 تاکنون(نام دروس: ساخت زبان فارسی، ساختارهاي دستوري فارسی
(ارشد)، زبانشناسی عمومی).
-4 تدریس درگروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزیاز 1376 تا
1390 (نام دروس: تحقیق در دستور زبان فارسی (ارشد)، تاریخ زبان فارسی، مقدمات
.( زبانشناسی، دستور زبان فارسی 1و 2
-5 تدریس درگروه فرهنگ و زبان هاي باستانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهراز 1383 تا
3)، فارسی میانه (زردشتی، ،2 ، 1389 (نام دروس: سنسکریت 1 و 2، اوستا (مقدمات، 1
ترفانی و کتیبه اي)، فرهنگ ایران باستان، مقدمات زبانشناسی
فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلّی ایران زمین
)نشریۀ علمی(
دورۀ جدید- سال پنجم- شمارۀ یکم- بهار 1398 - شمارۀ پیوسته 23
دستگاه صرف فعل در لهجۀ طرقی از زویش راجی
)28 - )ص 1
مژگان اصغری طرقی 1
97/5/ 97 تاریخ پذیرش: 28 /2/ تاریخ دریافت: 25
چکیده
در پژوهش حاضر به منظور احیا و حفظ فرهنگ و هو یت ملی و قومی و نیز کمک به غنای زبان و فرهنگ
کشور از طریق شناخت و تحلیل گویش ها و لهجه های گوناگون، پس از ذکر مقدمه، پیشینۀ پژوهش و
سپس کلیاتی دربارۀ گویش راجی و لهجۀ طرقی )رایج در شهر طرق رود از توابع شهرستان نطنز در استان
اصفهان(، شش فعل مختلف را به صورت تصادفی و شامل اقسام ساده، مرکّب، پیشوندی، مجهول، لازم
)ناگذر(، متعدی )گذرا( و ربطی برگزیده و آن ها را در زمان های ماضی )ساده، استمراری، نقلی، بعید،
التزامی و مستمر/ ملموس( و مضارع )اخباری، التزامی و مستمر/ ملموس( صرف کرده و شکل های امر
)دوم شخص مفرد و جمع( و مصدر های آن ها را هم نشان داده و بر این مبنا مهم ترین ویژگی های صرفی
مرتبط با مقولۀ زمان در این فعل ها را بررسی و دسته بندی کرده ایم. در نهایت به این نتیجه رسیده ایم که
به طور کلی در لهجۀ طرقی از گویش راجی، تنوع ساختاری و دگرگونی های مختلف در فعل های ماضی در
مقایسه با فعل های مضارع و امر، بیشتر است و جا به جایی و تغییر در اجزای تشکیل دهندۀ آن ها بیش از
دیگر فعل ها صورت می گیرد. مهم ترین ویژگی های صرفی خاص فعل در این لهجه را در حوزه هایی بدین
شرح می توان یافت: ویژگی های مربوط به کاربرد شناسه، ویژگی های مربوط به کاربرد بن فعل، ویژگی های
ساختاریِ خاص در فعل های این لهجه، ویژگی های آوایی خاص، ویژگی های مربوط به کاربرد فعل معین،
ویژگی های زمانیِ خاص، ویژگی های مربوط به کاربرد پیشوند ها، ویژگی های مربوط به کاربرد مصدر،
ویژگی های معنایی فعل، استفاده از فعل های وجهی و کاربرد فعل های فارسی دری کهن.
کلمات کلیدی: گویش، گویش شناسی، راجی، طرقی، دستگاه صرف فعل
1. دکتری زبان و ادبیات فارسی و مدرّس دانشگاه جامع علمی- کاربردی
Email: mozhganasgharytarghy@gmail.com
2 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
1. مقدمه
بی تردید، گویش ها و لهجه های رایج در هر سرزمین، بخشی مهم و قابل توجه از بار فرهنگ آن
سرزمین را بر دوش می کشند و در بازشناساندن هویت مردم آنجا به دیگر سرزمین ها نقشی اساسی
دارند؛ از این روی، در وهلۀ نخست، شایسته است افرادی که توانایی سخن گفتن به لهجه یا گویشی
خاص را دارند، قدر این موهبت و سرمایۀ ارزشمند و ماندگار را بدانند و پس از آن، هر یک به سهم خود
در حفظ و احیای آن گویش یا لهجه بکوشند و از طریق سخن گفتن به آن گویش یا لهجه و انتقال دادن
آن به نسل های بعدی، مانع انقراض گویش ها و لهجه ها شوند؛ همونین به بررسی و تحقیق دربارۀ
لهجه ها و گویش ها، و ثبت و ضبط آن ها اهتمام اساسی ورزند تا از این رهگذر، هم بخشی مهم از
فرهنگ و هویت کشور حفظ شود و هم دوام و بقای گویش ها و لهجه ها به غنای زبان و فرهنگ
.) کشور کمک کند )نک: مدرّ سی، 1384
در این راستا در پژوهش حاضر کوشیده ایم با بررسی دستگاه صرف فعل در لهجۀ طرقی از گویش
راجی، این مقولۀ مهم را در لهجۀ مورد بحث ثبت و ضبط کنیم و بدین صورت، در وهلۀ نخست، مانع
فراموش شدن این لهجۀ زیبا و پرظرافت از گویش راجی شویم و در مرتبۀ بعدی به فرایند آموزش آن
کمک کنیم. صرف فعل، موضوعی بسیار مهم، کلیدی و پر ظرافت در حوزۀ دستور زبان در لهجۀ طرقی
از گویش راجی محسوب می شود و ویژگی هایی خاص، درخور توجه و گاه پیویده دارد که ضرورت
پرداختن به آن را توجیه می کند و در یادگیری این لهجه و سخن گفتن به آن نیز بسیار مؤثر و سودمند
خواهد بود.
گویش راجی از گذشته های دور تاکنون در منطقه ای گسترده از مرکز ایران، در استان های قم،
مرکزی و اصفهان رواج داشته است و دارد و مردمان جای جای این قلمرو وسیع به لهجه های گوناگون
این گویش سخن می گفته اند و امروزه نیز سخن می گویند؛ اما متأسفانه در حال حاضر، این گویش و
لهجه های مختلف آن و ازجمله لهجۀ طرقی هموون دیگر گویش ها و لهجه های رایج در کشورمان
درمعرض خطر انقراض قرار دارد و قطعاً بی توجهی گویشوران به حفظ، احیا و ثبت آن، نتیجه ای جز
نابودی قریب الوقوع این لهجه و گویش نخواهد داشت.
2. پیشینه و ضرورت پژوهش
مهم ترین پژوهش هایی را که مرتبط با موضوع مقالۀ حاضر صورت گرفته اند، بر دو بخش کلی بدین
شرح می توان تقسیم کرد:
الف( دربارۀ زویش به طور کلی
مهم ترین آثار تألیف شده در این حوزه عبارت اند از:
3 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
درآمدی بر گویش شناسی از علی اکبر شیری ) 1386 (، مقدمه ای بر گویش شناسی از نرجس بانو
از به م ن س رک ارا تی ) 11 » اه م ی ت گویش ها و ل ه ج ه ه ای ای را نی « ،) صبوری و آسیه ذبیح نیا عمران ) 13۹3
.) ش ه ر یور 1383 ( و شناسایی گویش های ایران از مسعود پور ریاحی ) 1361
ب( دربارۀ زویش راجی
مهم ترین کتاب های تألیف شده در این زمینه عبارت اند از:
- گنجینۀ گویش های ایرانی: استان اصفهان از محمدمهدی اسماعیلی ) 1390 (: در این اثر،
لهجه های طرقی، طاری، کشه ای، طامه ای، نطنزی و تکیه ای از گویش راجی بررسی شده اند. در
گویش راجی و لهجه های گوناگون آن و سپس منطقۀ مورد مطالعه ،» کلیات « فصل اول با عنوان
)شهرستان نطنز و قسمت های زیرمجموعۀ آن( معرفی شده است. در فصل دوم، ویژگی های زبانی
)آوایی، صرفی و نحوی( گویش راجی تبیین شده و در فصل سوم، واژه نامۀ موضوعی، شامل واژه های
فارسی و معادل هر یک از آن ها در هر کدام از لهجه های مورد بررسی به صورت آوانگاری با استفاده از
حروف انگلیسی و از نوع مطابقه ای و مقایسه ای ذکر شده است. در فصل چهارم به صرف مقابله ای و
تطبیقی فعل های لازم )ناگذر( و متعدی )گذرا(، و ساده و مرکّب و پیشوندی با استفاده از آوانگاری
انگلیسی در شش لهجۀ مورد بررسی پرداخته شده است. در فصل پنجم، تعدادی جملۀ فارسی و
. معادل های آن ها در شش لهجۀ مورد بحث آمده است 1
- فرهنگ جامع زبان و گویش نطنز از عباس دهقانیان ) 1386 (: در این اثر، نخست، توضیحاتی
در مقدمه ذکر شده است. بخش اول کتاب، شامل لغات و ذکر معنای آن هاست. » زبان نطنز « دربارۀ
در بخش دوم، ضمیر های شخصی بررسی و دسته بندی شده و مثال هایی برای هر دسته آمده است. در
بخش سوم به فعل ها پرداخته شده و صرف هر فعل در زمان های مختلف بدون آوانگاری آن صورت
گرفته و سپس کاربرد فعل در تعدادی از جمله ها نشان داده شده است.
- گویش های پیرامون کاشان و محلات از محمدرضا مجیدی ) 1354 (: در این کتاب، نخست،
منطقه و گویشوران آن معرفی و سپس ویژگی های منطقه بیان شده است؛ پس از آن، در بخش دوم،
یعنی قسمت اصلی کتاب، گویش های پیرامون کاشان، محلات و کهک قم- که یکی از آن ها گویش
راجی است- بررسی شده اند. در بخش مربوط به گویش راجی، دربارۀ این گویش صحبت شده و
سپس هریک از گونه های آن معرفی و فهرستی از برخی واژه های آن گونه با ذکر معادل فارسی و نیز
آوانگاری فارسی و انگلیسی هر یک به دست داده شده است. گونه های گویش راجی در این منطقه
براساس آنوه نویسندۀ این کتاب معرفی کرده است، عبارت اند از: گویش محلات، گویش پیشین نراق،
گویش بیجگان، گویش راجی نشلج، گویش قالهر، گویش برزک، گویش دلیجان، گویش واران،
گویش زر، و گویش رایج در بخش قمصر و حومۀ کاشان.
4 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
- گویش راجی هنجن از ابوالحسن آقاربیع ) 1383 (: در این کتاب، نخست، ویژگی های آوایی و
دستوری گویش راجی هنجن، شامل ویژگی های آوایی، ضمیرها و مصدرها بررسی و مثال هایی برای
هرکدام ذکر شده است؛ سپس به بحث فعل پرداخته شده و مثال هایی با ذکر معنی هرکدام آمده و
آوانگاری فعل ها با توجه به اقسام فعل ها و صرف در زمان ها به شکل مختصر صورت گرفته است. در
بخش اصلی کتاب، یک واژه نامه، شامل واژه ها و آوانگاری و معنای آن ها به دست داده شده و بعد
برخی ضمایم در پایان کتاب آمده است.
- فرهنگ گویش راجی نشلج از عباس حلواچی نشلجی ) 1390 (: در این اثر دربارۀ واژه های
هم ریشه بحث و برخی واژه ها و معادل های اوستایی، پهلوی و... برای آن ها ذکر شده است؛ سپس
فرهنگواره ای از واژه های رایج در این گویش به دست داده شده، برخی اصطلاحات رایج در گویش و
معنی آن ها آمده و بعضی ضرب المثل های مورد استفاده در گویش )بدون بیان معنی و مفهوم آن ها( ارائه
شده است.
:) - واژه نامۀ راجی: گویش شهرستان دلیجان از حسین صفری، با مقدمۀ فریدون جنیدی ) 1373
در پیشگفتار این اثر دربارۀ گویش راجی، ویژگی های آوایی و واژگانی و نیز دیگر ویژگی های مهم آن
سخن گفته شده و مثال هایی ذکر شده است؛ سپس منطقۀ دلیجان به صورت مختصر معرفی و به بحث
دربارۀ فعل ها در گویش راجی با ذکر مثال هایی و صرف آن ها در زمان ها و نیز آوانگاری فعل ها پرداخته
شده است؛ پس از آن دربارۀ مصدر، ضمیر، حروف اضافه، معرفه و نکره، تصغیر و جابه جایی حروف
سخن گفته شده و در بخش اصلی کتاب، یک واژه نامه، شامل واژه ها و آوانگاری و معنای آن ها آمده
است.
از جمله مهم ترین مقاله هایی که به صورت خاص دربارۀ گویش راجی نوشته شده اند:
از محمود ملکی )آذر 1393 ( در مجلۀ زبان ها و » بررسی فرایندهای واجی گویش راجی « -
گویش های ایرانی )ویژه نامۀ نامۀ فرهنگستان(؛
از » واژگان دالّ بر نام اندام های بدن در ساختار اصطلاحات گویش راجی: یک تحلیل شناختی « -
امیر احمدی و حجت محرابی ) 1389 ( در همایش بین المللی گویش های مناطق کویری ایران.
از مهم ترین پایان نامه های نگاشته شده دربارۀ این گویش، موارد ذیل درخور ذکرند:
- توصیف گروه فعلی گویش راجی: گویش دلیجان از داوود مدنی ) 1374 ( به راهنمایی کوروش
صفوی؛
- بررسی فرایندهای اشتقاق و ترکیب در گویش راجی هنجن از راشین رئیس پور ) 1390 ( به راهنمایی
فریبا قطره.
5 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
پیشینۀ پژوهش دربارۀ لهجه های گوناگون از گویش راجی نشان می دهد که تاکنون دربارۀ لهجۀ
طرقی به صورت خاص، پژوهشی مستقل و مفصّل صورت نگرفته و تحلیل مقولۀ فعل در پژوهش های
ذکرشده نیز غالباً به شکل کلّ ی یا با رویکرد تطبیق و مقایسه میان لهجه های گوناگون این گویش انجام
شده است. در این پژوهش با تفصیل بیشتری به این مقوله به صورت خاص در لهجۀ طرقی از گویش
راجی خواهیم پرداخت و نکات خاص، مهم و درخور توجه دربارۀ دستگاه صرف فعل در این لهجه را
نشان خواهیم داد.
3. زویش راجی و لهجۀ طرقی
و )Dialect( » گویش « ،)Language( » زبان « به طور کلی در منابع حوزۀ گویش شناسی، واژه های
به شکل های گوناگون تعریف شده اند 2 و در کاربرد این سه واژه، نوعی آشفتگی و )Accent( » لهجه «
ناهماهنگی میان منابع مختلف دیده می شود. از آن سوی، دربارۀ ماهیت گویش راجی و لهجۀ طرقی
میان صاحب نظران، اختلاف هایی وجود دارد؛ بدین شرح که برخی راجی را زبان و برخی دیگر، آن را
گویش دانسته اند؛ همونین گروهی از صاحب نظران، طرقی را زبان، گروهی دیگر آن را گویش و بعضی
نیز آن را لهجه قلمداد کرده اند. در این پژوهش براساس تفاوت های آوایی، واژگانی و دستوری
گویش ها با یکدیگر، راجی را یکی از گویش های منشعب از زبان فارسی دانسته ایم که خود در
منطقه های گوناگون به لهجه هایی تقسیم می شود، و با توجه به تفاوت این لهجه ها با یکدیگر )معمولاً
به لحاظ آوایی و خیلی کم به لحاظ دستوری و واژگانی(، طرقی را یکی از لهجه های گویش راجی
به شمار آورده ایم.
گویش راجی/ رایجی/ رازی/ راسّا/ راسّه از گذشته های دور تا امروز در بخشی گسترده از مرکز
ایران، شامل منطقه های گوناگون از استان های قم، مرکزی و اصفهان رایج بوده و هست و در زبان
فارسی باستان، میانه و دری ریشه دارد. این گویش، لهجه های مختلفی را شامل می شود و در حال
حاضر، هموون بسیاری از گویش ها و لهجه های رایج در جای جای کشورمان، خطر انقراض، آن را
15 ؛ مجیدی، -11 : 7 و 8؛ حلواچی نشلجی، 1390 : تهدید می کند )نک: دهقانیان، 1386 : مقدمۀ کتاب؛ آقا ربیع، 1383
13-1 (. گویش راجی در شهرستان نطنز از استان اصفهان، این لهجه ها را شامل می شود که :1354
تفاوت های موجود میان آن ها عمدتاً به لحاظ آوایی )تلفظ( و کمتر به لحاظ واژگانی و گاه دستوری
است: طرقی، طاری، کشه ای، تکیه ای، ابیانه ای، طره ای، طامه ای و نطنزی. لهجۀ طرقی از گویش
راجی از گذشته های بسیار دور تاکنون در شهر طرق رود از توابع شهرستان نطنز از استان اصفهان رواج
داشته است و در حال حاضر نیز در این منطقه به آن سخن گفته می شود.
6 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
4. ویژزی های صرفی فعل در لهجۀ طرقی از زویش راجی
در این بخش، پس از بیان مقدمات پیشین، شش فعل مختلف را به صورت تصادفی و شامل اقسام
ساده، مرکّب، پیشوندی، مجهول، لازم )ناگذر(، متعدی )گذرا( و ربطی برگزیده و ویژگی های صرفی
آن ها را بررسی کرده ایم. در این حوزه، نخست به مقولۀ زمان پرداخته ایم که در فعل های مورد استفاده در
لهجۀ طرقی از گویش راجی، ویژگی هایی درخور توجه دارد. در ادامه، فعل های انتخاب شده را در
اقسام گوناگون از زمان های ماضی )ساده، استمراری، نقلی، بعید، التزامی و مستمر/ ملموس(،
مضارع )اخباری، التزامی و مستمر/ ملموس( صرف کرده و شکل های امر )دوم شخص مفرد و جمع(
و مصدر های آن ها را هم نشان داده ایم تا بر آن اساس بتوانیم مهم ترین ویژگی های صرفی مرتبط با مقولۀ
زمان در این فعل ها را بیان کنیم.
:)vätmun - الف( مصدر زفتن )ساده، متعدی، معلوم، تام
väj : و بن مضارع vät/ ät : بن ماضی
ماضی:
7 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
مضارع:
امر:
دوم شخص مفرد دوم شخص جمع
بگو
bevä/ beväj
بگویید
beväjid
:)šoymun - ب( مصدر رفتن )ساده، لازم، معلوم، تام
š : و بن مضارع šo/ ši : بن ماضی
ماضی:
8 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
مضارع:
امر:
دوم شخص مفرد دوم شخص جمع
bešid بروید beše برو
:)växärdmun - ج( مصدر نوشیدن )پیشوندی، متعدی، معلوم، تام
växur/ växer/ växir : و بن مضارع växärd : بن ماضی
ماضی:
9 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
مضارع:
امر:
دوم شخص مفرد دوم شخص جمع
بنوش
6växor/ växo
بنوشید
växirid
:)väjkardmun - د( مصدر صدا کردن )مرکّب، متعدی، معلوم، تام
väj kur/ ker/ kir : و بن مضارع väj ka/ kard : بن ماضی
ماضی:
10 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
مضارع:
امر:
دوم شخص مفرد دوم شخص جمع
väj kirid/ bekirid صدا کنید väj ki/ beki صدا کن
:)pičiyäymun - ه( مصدر پختن به معنای پخته شدن )ساده، مجهول، تام
piči : و بن مضارع pičiyä : بن ماضی
ماضی:
11 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
مضارع:
امر:
دوم شخص مفرد دوم شخص جمع
bepičiyid پخته شوید bepičiyo پخته شو
:)boymun - و( مصدر بودن/ استن/ هستن )ساده، معلوم، ربطی
h/ b : و بن مضارع bo/ bi : بن ماضی
ماضی:
12 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
مضارع:
امر:
دوم شخص مفرد دوم شخص جمع
bid باشید bo باش
براساس آنوه صرف فعل های انتخاب شده نشان می دهد، به طور کلی در لهجۀ طرقی از گویش
راجی، تنوع ساختاری و دگرگونی های مختلف در فعل های ماضی، بیشتر از فعل های مضارع و امر
است و در اجزای تشکیل دهندۀ آن ها جا به جایی و تغییر، بیش از دیگر فعل ها صورت می گیرد. مهم ترین
ویژگی های دستگاه صرف فعل در زمان ها و صیغه های گوناگون در لهجۀ مورد بررسی بدین شرح اند:
4-1 . زمان ماضی
4-1-1 . فعل های ماضی ساده به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be ) پیشوند ( + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی
گفتم( ( bemvät : مثال
- be/ ba ) بن ماضی + )پیشوند + o/ u, e, …, im, id, and ) 14 )شناسه های ماضی
پخته شدم( ( bepičiyäyu آمدم( و ( bamayu ،) رفتم ( bešoyo : مثال
پیشوند فعل - + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی
نشاندم( ( hämčänd نوشیدم( و ( vämxärd : مثال
بن ماضی + پیشوند فعل - + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
سُر خوردم( ( hälizäyu افتادم( و ( derkattu : مثال
13 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
عنصر غیرفعلی فعل مرکّب - + m, d, š, mu, du, šu ) + )شناسه های ماضی
عنصر فعلی فعل مرکّب
صدا کردم( ( väjum ka/ kard : مثال
بن ماضی - + o/ u, e, ..., im, id, and ( (شناسه های ماضی
بودم( ( boyu/ boyo : مثال
4-1-2 . فعل های ماضی استمراری به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- a )» می « پیشوند معادل ( + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی
می گفتم( ( amvät : مثال
- a )» می « بن ماضی + )پیشوند معادل + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
aboyu/ aboyo پخته می شدم( و ( apičiyäyu ،) می آمدم ( atümayu ،) می رفتم ( ašoyo : مثال
)می بودم(
پیشوند فعل - + m, d, š, mu, du, šu ) شناسه های ماضی ( + a )» می « بن ماضی + )پیشوند معادل
می نشاندم( ( hämačänd/ hämačänä می نوشیدم( و ( vämaxärd : مثال
پیشوند فعل - + a )» می « بن ماضی + )پیشوند معادل + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
سُر می خوردم( ( häalizäyu می افتادم( و ( derakattu : مثال
عنصر غیرفعلی فعل مرکّب - + m, d, š, mu, du, šu ) شناسه های ماضی ( + a )» می « )پیشوند معادل
عنصر فعلی فعل مرکّب +
صدا می کردم( ( väjum aka/ akard : مثال
4-1-3 . فعل های ماضی نقلی به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be ) پیشوند ( + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی + a
است که در زبان فارسی برای ساختن وجه وصفی مورد نیاز در زمان های » ه« معادل a ) پسوند
ماضی نقلی، ماضی بعید و ماضی التزامی به کار می رود(؛
گفته ام( ( bemvätta : مثال
- be/ ba ) بن ماضی + )پیشوند + a )» ه« پسوند معادل ( + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
پخته شده ام( ( bepičiyäyayu آمده ام( و ( bamiyayu ،) رفته ام ( bešiyayu : مثال
پیشوند فعل - + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی + a )» ه« )پسوند معادل
14 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
نشانده ام( ( hämčänäya/ hämčända نوشیده ام( و ( vämxärda : مثال
بن ماضی + پیشوند فعل - + a )» ه« پسوند معادل ( + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
سُر خورده ام(. ( hälizäyayu افتاده ام( و ( derkattayu : مثال
مصوّ ت قرار گیرد، برای سهولت تلفظ، یک صامت ،a در این ساختار، هر گاه قبل از مصوّ ت کوتاه
.hälizäyayu : اضافه می شود؛ مثال a پیش از y
عنصر غیرفعلی فعل مرکّب - + m, d, š, mu, du, šu ) عنصر فعلی فعل+ )شناسه های ماضی
مرکّب + a )» ه« )پسوند معادل
صدا کرده ام( ( väjum karda : مثال
بن ماضی - + a + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
بوده ام( ( biyayu : مثال
4-1-4 . فعل های ماضی بعید به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be ) پیشوند ( + m, d, š, mu, du, šu ) + بن ماضی + )شناسه های ماضی
a)» ه« پسوند معادل ( + bo ) )فعل معین
پخته شده بودم( ( bepičiyä/ bepičiyäya boyo گفته بودم( و ( bemvätta/ bevätta bo : مثال
- be/ ba ) بن ماضی + )پیشوند + a )» ه« پسوند معادل ( + bo ) )فعل معین
+ o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
آمده بودم( ( bamiya boyo رفته بودم( و ( bešiya boyo : مثال
پیشوند فعل - + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی + a )» ه« )پسوند معادل
+ bo ) )فعل معین
نشانده بودم( ( hämčänäya/ hämčända bo نوشیده بودم( و ( vämxärda bo : مثال
بن ماضی + پیشوند فعل - + a )» ه« پسوند معادل ( + bo ) فعل معین ( + o/ u, e, ..., im, id,
and ) )شناسه های ماضی
سُر خورده بودم( ( hälizäya boyo افتاده بودم( و ( derkatta boyo : مثال
عنصر غیرفعلی فعل مرکّب - + m, d, š, mu, du, šu ) )شناسه های ماضی
عنصر فعلی فعل مرکّب + + a )» ه« پسوند معادل ( + bo ) )فعل معین
صدا کرده بودم( ( väjum karda bo : مثال
15 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
بن ماضی - + a )» ه« پسوند معادل ( + bo ) فعل معین ( + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
بوده بودم( ( biya boyu/ boyo : مثال
4-1-5 . فعل های ماضی التزامی به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be ) پیشوند ( + m, d, š, mu, du, šu ) + بن ماضی + )شناسه های ماضی
a )» ه« پسوند معادل ( + bü ) در زبان فارسی » باش « )فعل معین- معادل
گفته باشم( ( bemvätta/ bevätta bü : مثال
- be/ ba ) بن ماضی + )پیشوند + a )» ه« پسوند معادل ( + bü, be, bü, bim, bid, band
)فعل معین(
پخته ( bepičiyä/ bepičiyäya bü آمده باشم( و ( bamiya bü ،) رفته باشم ( bešiya bü : مثال
شده باشم(
پیشوند فعل - + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی + a )» ه« )پسوند معادل
+ bü ) )فعل معین
نشانده باشم( ( hämčänäya/ hämčända bü نوشیده باشم( و ( vämxärda bü : مثال
بن ماضی + پیشوند فعل - + a )» ه« پسوند معادل ( + bü, be, bü, bim, bid, band ) )فعل معین
سُر خورده باشم( ( hälizäya bü افتاده باشم( و ( derkatta bü : مثال
عنصر غیرفعلی فعل مرکّب - + m, d, š, mu, du, šu ) )شناسه های ماضی
عنصر فعلی فعل مرکّب + + a )» ه« پسوند معادل ( + bü, be, bü, bim, bid, band ) )فعل معین
صدا کرده باشم( ( väjum karda bü : مثال
بن ماضی - + a )» ه« پسوند معادل ( + bü, be, bü, bim, bid, band ) )فعل معین
بوده باشم( ( biya bü : مثال
4-1-6 . فعل های ماضی مستمر )ملمو ( به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- därdum, därded, därdeš, därdmu/ därdemu, därddu/ därdedu, därdšu/ därdešu
فعل معین( ( + a )» می « پیشوند معادل ( + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی
داشتم می گفتم( ( därdum amvät/ avät : مثال
- därdum, därded, därdeš, därdmu/ därdemu, därddu/ därdedu, därdšu/ därdešu
فعل معین( ( + a )» می « بن ماضی + )پیشوند معادل + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
16 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
därdum داشتم می آمدم( و ( därdum atümayu ،) داشتم می رفتم ( därdum ašoyo : مثال
داشتم پخته می شدم( ( apičiyäyu
- därdum, därded, därdeš, därdmu/ därdemu, därddu/ därdedu, därdšu/ därdešu
پیشوند فعل + )فعل معین( + m, d, š, mu, du, šu ) شناسه های ماضی ( + a )» می « )پیشوند معادل
بن ماضی +
داشتم ( därdum hämačänd/ hämačänä داشتم می نوشیدم( و ( därdum vämaxärd : مثال
می نشاندم(
- därdum, därded, därdeš, därdmu/ därdemu, därddu/ därdedu, därdšu/ därdešu
پیشوند + )فعل معین( + a )» می « بن ماضی + )پیشوند معادل + o/ u, e, ..., im, id, and
)شناسه های ماضی(
داشتم سُر می خوردم( ( därdum häalizäyu داشتم می افتادم( و ( därdum derakattu : مثال
- därdum, därded, därdeš, därdmu/ därdemu, därddu/ därdedu, därdšu/ därdešu
عنصر غیرفعلی فعل مرکّب + )فعل معین( + m, d, š, mu, du, šu ) )شناسه های ماضی
+ a )» می « عنصر فعلی فعل مرکّب + )پیشوند معادل
داشتم صدا می کردم( ( därdum väjum aka : مثال
4-1-7 . شناسه های سازندۀ فعل ماضی عبارت اند از:
m, d, š, mu, du, šu
o/ u, e, ..., im, id, and15
4-1-8 . فعل های معین سازندۀ فعل ماضی عبارت اند از:
زمان فعل معین
با شناسه یا بدون آن براساس نوع فعل( ( bo ماضی بعید
16bü, be, bü, bim, bid, band ماضی التزامی
ماضی مستمر
)ملموس(
därdum, därded, därdeš, därdmu/ därdemu, därddu/
därdedu, därdšu/ därdešu
17 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
4-1-9 . پیشوند های مورد استفاده در سابت فعل ماضی عبارت اند از:
پیشوند نوع زمان ماضی کارکرد
ماضی ساده، نقلی، بعید و التزامی در زبان فارسی معیار ترجمه نمی شود. be/ ba
پیشوندهای سازندۀ فعل پیشوندی )مانند
)växärdmun در مصدر vä پیشوند
تمام زمان ها در بیشتر موارد، ایجاد تغییر در معنای
فعل
ماضی استمراری و ماضی مستمر a
)ملموس(
در ماضی استمراری در » می « معادل
زبان فارسی
گفتم(. ( bemvät/ bevät : در صرف فعل ماضی، گاه شناسۀ اول شخص مفرد حذف می شود؛ مثال
گفتی(. ( bedvät/ bedät : گاه نیز یکی از واج های سازندۀ بن فعل حذف می شود؛ مثال
همان گونه که در جدول ها می بینیم، در صرف برخی فعل ها جایگاه شناسه های ماضی تغییر
می کند.
گاه پس از افزوده شدن شناسه های ماضی به فعل، واج آخر از بن فعل به صورت مشدّ د تلفظ
می افتم(. ( derakku افتادم( و ( derkattu : می شود؛ مثال
ماضی استمراری در زبان فارسی( بین پیشوند و فعل قرار می گیرد؛ » می « معادل با پیشوند ( a ، گاه
می افتادم(. ( derakattu : مثال
صدا ( väjum ka/ kard : گاه در عنصر فعلی از فعل مرکّب، برخی واج ها حذف می شوند؛ مثال
کردم(.
4-2 . زمان مضارع
4-2-1 . فعل های مضارع ابباری در لهجۀ طرقی از زویش راجی به یکی از این صورت ها سابته
می شوند:
- a ) در زبان فارسی » می « شناسه های مضارع + بن مضارع + )پیشوند معادل با
پخته می شوم(. در برخی ( apičiyu می آیم( و ( ayu ،) می روم ( ašü ،) می گویم ( aväju : مثال
می دانم(. ( zänu : حذف می شود؛ مثال a فعل ها پیشوند
پیشوند فعل - + a ) در زبان فارسی » می « شناسه های مضارع + بن مضارع + )پیشوند معادل با
18 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
häačänu سُر می خورم( و ( häalizu ،) می افتم ( derakku ،) می نوشم ( väaxuru : مثال
)می نشانم(
عنصر غیرفعلی از فعل مرکّب - + a ) در زبان فارسی » می « + )پیشوند معادل با
شناسه های مضارع + عنصر فعلی از فعل مرکّب
صدا می کنم( ( väj akuru : مثال
)یا شناسه های مضارع به تنهایی( شناسه های مضارع + بن مضارع -
هستم( ( hu/ -u : مثال
4-2-2 . فعل های مضارع التزامی به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be/ bi ) شناسه های مضارع + بن مضارع + )پیشوند
پخته بشوم( ( bepičiyu بیایم( و ( biyu ،) بروم ( bešü ،) بگویم ( beväju : مثال
شناسه های مضارع + بن مضارع + پیشوند فعل -
بنشانم( ( häčänu سُر بخورم( و ( hälizu ،) بیفتم ( derku ،) بنوشم ( växuru : مثال
شناسه های مضارع + عنصر فعلی از فعل مرکّب + عنصر غیرفعلی از فعل مرکّب -
صدا کنم( ( väj kuru : مثال
شناسه های مضارع + بن مضارع -
باشم( ( bü : مثال
4-2-3 . فعل های مضارع مستمر )ملمو ( به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- däru, däre, dära, därim, därid, därand ) فعل معین ( + a ) در زبان فارسی » می « )پیشوند معادل با
شناسه های مضارع + بن مضارع +
däru دارم می آیم( و ( däru ayu ،) دارم می روم ( däru ašü ،) دارم می گویم ( däru aväju : مثال
دارم پخته می شوم( ( apičiyu
- däru, däre, dära, därim, därid, därand ) پیشوند فعل +)فعل معین
+ a ) در زبان فارسی » می « شناسه های مضارع + بن مضارع + )پیشوند معادل با
دارم سُر ( däru häalizu ،) دارم می افتم ( däru derakku ،) دارم می نوشم ( däru väaxuru : مثال
دارم می نشانم( ( däru häačänu می خورم( و
19 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
- däru, däre, dära, därim, därid, därand ) عنصر غیرفعلی از فعل مرکّب + )فعل معین
+ a ) در زبان فارسی » می « شناسه های مضارع + عنصر فعلی از فعل مرکّب + )پیشوند معادل با
دارم صدا می کنم( ( däru väj akuru : مثال
4-2-4 . شناسه های سازندۀ فعل مضارع عبارت اند از:
u/ ü, e, a/ ü, im, id, and
4-2-5 . فعل های معین سازندۀ فعل مضارع عبارت اند از:
زمان فعل معین
däru, däre, dära, därim, därid, därand ) مضارع مستمر )ملموس
4-2-6 . پیشوند های مورد استفاده در سابت فعل مضارع عبارت اند از:
پیشوند نوع زمان مضارع کارکرد
در زبان فارسی » می « مضارع اخباری و مستمر )ملموس( پیشوند معادل با a
پیشوندهای سازندۀ فعل پیشوندی
در مصدر vä )مانند پیشوند
)växärdmun
تمام زمان ها در بیشتر موارد، ایجاد تغییر در معنای فعل
مضارع التزامی ساختن فعل مضارع التزامی be/ bi
می گویم(. ( aväju/ aju : گاه برخی واج های بن مضارع حذف می شوند؛ مثال
گاه در تلفظ، گونه ای حذف واج های بن مضارع و ادغام آن ها در واج های دیگر رخ می دهد؛ مثال:
بیاییم(. ( biyim/ bim
برخی فعل ها در بعضی زمان ها صرف نمی شوند؛ مانند ماضی و مضارع مستمر )ملموس( از مصدر
بودن/ استن/ هستن(. ( boymun
20 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
4-3 . فعل امر
4-3-1 . فعل های امر دوم شخص مفرد به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be + بن مضارع
بگو( ( beväj : مثال
- be + بن مضارع + e/ o
پخته شو( ( bepičiyo برو( و ( beše : مثال
بن مضارع + پیشوند فعل -
بنشان( ( häčän سُر بخور( و ( häliz ،) بنوش ( växor/ växo : مثال
بن مضارع + پیشوند فعل - + o
بیفت( ( derko : به فعل در حالت امر مفرد اضافه می شود؛ مثال o این
بن مضارع - + o
باش( ( bo : مثال
ساخت فعل امر بدون قاعده -
بیا( ( bore : مثال
عنصر غیرفعلی از فعل مرکّب - + be ) عنصر فعلی از فعل مرکّب + )یا بدون آن
صدا کن( ( väj ki/ beki : مثال
4-3-2 . فعل های امر دوم شخص جمع به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be + بن مضارع + id ) )شناسه
پخته بشوید( ( bepičiyid بروید( و ( bešid ،) بگویید ( beväjid : مثال
بن مضارع + پیشوند فعل - + id ) )شناسه
بنشانید( ( häčänid سُر بخورید( و ( hälizid ،) بیفتید ( derkid ،) بنوشید ( växirid : مثال
عنصر غیرفعلی از فعل مرکّب - + be ) عنصر فعلی از فعل مرکّب + )یا بدون آن + id ) )شناسه
صدا کنید( ( väj kirid/ bekirid : مثال
بن مضارع - + id ) )شناسه
باشید( ( bid : مثال
ساخت فعل امر بدون قاعده -
21 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
بوده است. biyid بیایید( که ظاهرًا در اصل به صورت ( bid : مثال
مانند ( bo است که البته گاهی به شکل be ، همان گونه که می بینیم، پیشوند خاص سازندۀ فعل امر
در می آید. )» بیایید « به معنای bid مانند ( b یا )» بیا « به معنای bore
بگو(. ( bevä/ beväj : در فعل امر نیز گاهی برخی واج های بن فعل حذف می شوند؛ مثال
4-4 . مصدر
ساختار مصدر در گویش راجی به این صورت است:
بن ماضی + mun ) )پسوند
گفتن(. ( vätmun : مثال
این ساختار، قاعدۀ کلی برای به دست آوردن مصدر است.
4-5 . دیگر ویژزی های فعل در لهجۀ طرقی از زویش راجی
4-5-1 . سابتار پیچیدۀ فعل و جایگاه متغیر بن و شناسه در آن
همان گونه که در تحلیل فعل های انتخاب شده دیدیم، در لهجۀ مورد بررسی و به ویژه در زمان ماضی،
فعل دارای ساختاری پیویده است و جایگاه شناسه و دیگر اجزا در آن در حالت های مختلف
تغییرهایی می کند.
4-5-2 . آمدن ضمیر متصل مفعولی در سابتار فعل
من را می آو ر د(. ( amyäna : مثال
4-5-3 . جدا شدن شناسه و قرار زرفتن آن قبل از فعل در سابتار جمله
مثال:
ihäm napiya ) )این ها را نمی خواهم
در این حالت، گاه شناسه از فعل فاصله می گیرد، برخی ارکان جمله درمیان آن و فعل می آیند و
فعل در تمام شش صیغه، از شناسه جداست؛ مثال:
dotä melim düme kala de bedi ) )دوتا گربه را روی دیوار دیدم
22 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
4-5-4 . نقش فعال پیشوندها در تغییر دادن معنای فعل
مثال:
. درافتاد( 17 ( derkat ؛) از بین رفت/ منسوخ شد ( ärkat :) افتادن ( katmun - از مصدر
مثلاً : درس بخوانم(. ( ärxänu :) خواندن ( xändmun - از مصدر
بنوشم(. ( växuru :) خوردن ( xärdmun - از مصدر
ärumgerat ؛) گرفتم و گاهی به معنای خریدم ( hämgerat :) گرفتن ( geratmun - از مصدر
)برداشتم(.
مثلاً : انگور را با نخ ( ärum bas ؛) کتکش زدم ( dimbas :) زدن/ بستن ( basmun - از مصدر
مثلاً : دست آسیب دیده را بستم(. ( derum bas ؛) بستم
4-5-5 . تغییر کردن شکل بن فعل در صیغه های مختلف
خوردن( می توان دید که بن مضارع آن به این صورت هاست: ( xärdmun نمونۀ این ویژگی را در مصدر
.xur/ xer/ xir
4-5-6 . قرار زرفتن ضمیر متصل مفعولی در میان سابتار فعل
مثال:
ayand adgerand adnigand ) )می آیند می گیرندت می برندت
4-5-7 . سابت فعل دعایی به صورت رایج در فارسی کلاسیک
مثال:
xodäš biyamorzä 18 )خدایش بیامرزاد(
4-5-8 . فعل هایی با معنای باص
مانند پیدا کردن به معنای به دنیا آوردن:
vačaš di ka ) )بوه پیدا کرد= صاحب فرزند شد
4-5-9 . کاربرد فعل های باص زبان فارسی کهن
به معنای رفتن و به کار بردن فعل های » شدن « نمونۀ شاخص این ویژگی، استفاده از فعل های مصدر
به عنوان فعل ربطی است. مثال: » آمدن « مصدر
23 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
hasan bešo raz ) )حسن به باغ شد= رفت
in püra xeyli čäk amiya ) )این پسره خیلی چاق آمده است= شده است
4-5-10 . سابت های مصدر
یا بدون آن mun 4-5-10-1 . سابتن مصدر با استفاده از پسوند
نوشتن(؛ ( nivištmun ؛) کندن ( kindmun ؛) گفتن ( vätmun ؛) خوردن ( xärdmun/ xärd : مثال
حرف زدن(: ( hangäštmun/ hangäšt ؛) ساختن ( sätmun/ sät
šumxärd rä vägerdim ) )برای شام خوردن برگردیم
yo kiyasät eč komakeš neka ) )در خانه ساختن هیچ کمکی نکرد
injur hangäšt fäyda nedära ) )این جور حرف زدن فایده ای ندارد
پس از بن مضارع i 4-5-10-2 . سابت باص مصدر با استفاده از پسوند
بوه داری(. ( vač(č)adäri ؛) باغ را کندن ( razkini : مثال
4-5-11 . کاربرد فعل با معنای تفضیلی به جای استفاده از قید
: به معنای بیشتر دوست داشتن 19 » دوست تر داشتن « مانند مصدر
mu in vača un itä de düstar däru ) )من این بوه را از آن یکی دوست تر دارم= بیشتر دوست دارم
)ma-( و نهی )na-/ ne-( 4-5-12 . جایگاه پیشوند های سازندۀ فعل نفی
نگو(؛ ( maväj/ mavä نمی گویم( و ( naväju ،) نگفتم ( nemvät : - در آغاز فعل
ننوش(؛ ( vämaxo ننوشیدم( و ( vämnexärd : - بعداز پیشوند فعل
صدا نکن(. ( väj maki صدا نکردم( و ( väjum nekard : - بعداز عنصر غیرفعلی از فعل مرکّب
4-5-13 . کاربرد فعل با معنای کنایی
teq vundmun/ در لهجۀ مورد بحث، برای بیان معنای توانستن/ نتوانستن از فعل های مصدر
استفاده می شود؛ مثال: » تیغ بریدن/ نبریدن « با معنای تحت اللفظی nevundmun
mu tequm naväna bešu šahr ) )من تیغم نمی بُ رد= نمی توانم بروم شهر
teqeš ašvund höyä vägerda ) )تیغش می برید= می توانست فردا برگردد
24 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
برای بیان معنای توانستن/ نتوانستن علاوه بر این عبارت فعلی دارای معنای کنایی، از یک فعل
به این صورت نیز استفاده می شود: šü وجهی با بن
ašüd/ bašüd vät/ našüd vät ) 20 )می توانی/ نمی توانی بگویی
vämu(b)ašüxärd/ vämunašüxärd ) )می توانیم/ نمی توانیم بنوشیم
häš(b)ašülizä/ häšnašülizä ) )می تواند/ نمی تواند سُر بخورد
väjdu (b)ašüka/ väjdunašü ka ) )می توانید/ نمی توانید صدا کنید
bašüšü bo/ našüšü bo ) )می توانند/ نمی توانند باشند
4-5-14 . فعل های وجهی
مهم ترین فعل های وجهی مورد استفاده در این لهجه از گویش راجی عبارت اند از:
برای بیان معنای توانستن که در سطرهای قبل دربارۀ آن صحبت کردیم؛ šü - فعل با ریشۀ
زمان گذشته( که ( » بایست « به معنای apiyä زمان حال( و ( » باید « به معنای apiya - فعل
گویشوران، هر کدام را در جای درست و مناسب به کار می برند. مثال:
apiya qozäš bexera ) )باید غذایش را بخورد
apiyä darseš ärxäna ) )بایست درسش را می خواند
5. نتیجه زیری
براساس آنوه گفتیم، مهم ترین ویژگی های دستگاه صرف فعل در لهجۀ طرقی از گویش راجی بدین
شرح اند:
از ویژگی های کلی فعل، موارد زیر را می توان نام برد: بیشتر بودن تنوع ساختاری و دگرگونی های
مختلف در فعل های ماضی در مقایسه با فعل های مضارع و امر، و صورت گرفتن جا به جایی و تغییر در
اجزای تشکیل دهندۀ آن ها بیش از دیگر فعل ها؛ پیویدگی ساختار فعل به ویژه در زمان ماضی و جایگاه
متغیر بن، شناسه و پیشوند ها در آن؛ اشتراک برخی ویژگی های صرفی فعل در لهجۀ طرقی از گویش
راجی با ویژگی های صرفی فعل در زبان فارسی دری کهن. ویژگی های مربوط به کاربرد شناسه
عبارت اند از: لغزنده بودن جایگاه شناسه در فعل ماضی؛ خارج شدن شناسه از ساختار فعل و
قرار گرفتن آن پیش از فعل )با فاصله یا بدون فاصله(؛ به کار رفتن دو دسته شناسه برای صرف فعل های
ماضی؛ به کار رفتن یک دسته شناسه برای صرف فعل های مضارع؛ حذف شدن شناسه از فعل در برخی
موارد؛ استفاده شدن از شناسه برای ساختن فعل امر دوم شخص مفرد. تغییر کردن شکل بن فعل در
برخی صیغه ها از ویژگی های مربوط به کاربرد بن فعل در این گویش است. از ویژگی های ساختاریِ
25 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
خاص در فعل های این لهجه، موارد زیر را می توان نام برد: فاصله افتادن میان عنصر غیر فعلی و عنصر
فعلی سازندۀ فعل مرکّب؛ استفاده از برخی عناصر خارج از ساختار فعل درون آن و استفاده از برخی
ساخت های بدون قاعده. ویژگی های آوایی خاص این گویش عبارت اند از: ادغام بخش هایی از
عناصر سازندۀ فعل در یکدیگر؛ بروز برخی تغییر های آوایی برای ساخته شدن بعضی صیغه های خاص؛
افزوده شدن واج هایی برای سهولت تلفظ یا ساخت صیغه هایی خاص؛ حذف شدن برخی واج ها از فعل
یا ادغام شدن آن ها در واج های دیگر؛ تلفظ شدن برخی واج های فعل به صورت مشدّ د در برخی موارد؛
صرف شدن برخی صیغه ها به دو شکل به لحاظ آوایی. ویژگی های مربوط به کاربرد فعل معین
عبارت اند از: ثابت بودن و صرف نشدن فعل معین در فعل های پیشوندی ماضی و نیز تلفظ شدن برخی
فعل های معین به دو شکل. صرف نشدن برخی زمان ها از مصدر هایی خاص، ازجمله ویژگی های
زمانیِ خاص در این گویش است. ویژگی های مربوط به کاربرد پیشوند ها شامل این موارد است:
حرکت کردن برخی پیشوند ها به درون ساختار فعل؛ کارکرد فعال پیشوند ها در ساختن صیغه های
گوناگون فعل و در بیشتر موارد، ایجاد تغییر در معنای فعل؛ تلفظ شدن برخی پیشوند ها به دو یا چند
شکل؛ حذف پیشوند ها در برخی موارد. ساخت مصدر بدون استفاده از پسوند مصدر ساز در برخی
موارد ازجمله ویژگی های مربوط به کاربرد مصدر است. ویژگی های معنایی فعل در این گویش
عبارت اند از: کاربرد برخی فعل های دارای معنای خاص؛ کاربرد فعل با معنای کنایی؛ کاربرد فعل با
معنای تفضیلی به جای استفاده از قید. استفاده از فعل های وجهی خاص و نیز کاربرد برخی فعل های
خاص زبان فارسی دری کهن در این لهجه، قابل توجه است.
6. سپاسگزاری
نگارنده بر خود واجب می داند از استادان بزرگوار، دکتر محمدمهدی اسماعیلی و دکتر سید احمد عقیلی تکیه
که راهنمایی های ارزندۀ آنان در نگارش این مقاله، بسیار مفید و مؤثر بوده است، صمیمانه تشکر و قدردانی
کند.
پی نوشت ها
میان منابع گوناگون، اختلاف نظر وجود دارد. در این ،» لهجه « و » گویش « ،» زبان « 1. در استفاده از واژه های
مقاله، همه جا راجی را گویش قلمداد کرده و طرقی را یکی از لهجه های این گویش دانسته ایم.
2. برای آ گاهی از نظر های گوناگون زبان شناسان ایرانی و خارجی دربارۀ تفاوت میان این سه واژه نک:
. دبیرمقدّم، 1387
3. در ساخت هایی از این دست، گاه شناسه از فعل جدا می شود و جایگاه آن در بافت های مختلف تغییر
گفتم که...(. ( bemvät ke… این حرف را گفتم( و ( in qäyam bevät : می کند. مثال
26 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
4. فعل ازنوع پیشوندی است و شناسه درون ساختار آن قرار می گیرد؛ بدین سبب، فعل معین صرف نمی شود و
دارد. )bü( در تمام شش شخص، یک حالت ثابت
معمولاً هنگام تلفظ در مصوت بلند قبل از آن ادغام می شود. a 5. در این فعل و موارد مشابه آن، مصوت کوتاه
6. در بن مضارع، تغییر آوایی صورت گرفته است تا فعل امر ساخته شود.
برای سهولت تلفظ در شش صیغه اضافه شده اند. e و u .7
8. واج هایی از فعل حذف شده اند.
9. چون شناسه در ساختار فعل اصلی به کار رفته است، فعل معین صرف نمی شود و در تمام صیغه ها یک شکل
دارد.
در هم ادغام شده اند. ya 10 . دو
در هم ادغام شده اند. ya 11 . دو
در هم ادغام شده اند. ya 12 . دو
قبل از شکل متصل برای سهولت تلفظ اضافه شده است. y 13 . یک
14 . در این حالت، در تمام اقسام ماضی، سوم شخص مفرد، شناسه ندارد.
15 . همان گونه که در جدول صرف فعل ها می بینیم، در مواردی که آخرین واج قرار گرفته پیش از این دسته از
برای سهولت تلفظ، قبل از این دسته از شناسه ها y شناسه های سازندۀ فعل ماضی، مصوت باشد، یک صامت
قرار می گیرد.
است و صرف bü 16 . وقتی شناسه درون ساختار فعل قرار می گیرد، فعل معین در تمام صیغه ها به صورت
نمی شود.
17 . قسمت های مشخص شده، پیشوند هستند.
مفعول است. » ش« 18 . در این جمله و موارد مشابه آن، ضمیر پیوستۀ
19 . شایان ذکر است که برخی از این ویژگی ها را در متون کلاسیک فارسی دری می توان دید و بعضی دیگر را
نیز گویشوران هنگامی که به زبان فارسی رایج در پایتخت سخن می گویند، به کار می برند و در واقع به زبان
فارسی انتقال می دهند؛ مانند دوست تر داشتن، چاق آمدن و بوه پید اکردن.
از نوع شناسه های سازندۀ فعل ماضی هستند. m, d, š, mu, du, šu ، 20 . در این ساختار
منابع
کتاب ها
- آقاربیع، ابوالحسن، ) 1383 (، زویش راجی هنجن، چ 1، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی-
گروه نشر آثار.
27 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
- اسماعیلی، محمد مهدی، ) 1390 (، زنجینۀ زویش های ایرانی استان اصفهان 1: زویش های
طرقی، طاری، کشه ای، طامه ای، نطنزی، تکیه ای، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
- پور ریاحی، مسعود، ) 1361 (، شناسایی زویش های ایران، تهران، سازمان میراث فرهنگی.
- حلواچی نشلجی، عباس، ) 1390 (، فرهن زویش راجی نشلج، چ 1، کاشان، همگام با هستی.
- دهقانیان، عباس، ) 1386 (، فرهن جامع زبان و زویش نطنز، چ 1، تهران، پ رشکوه.
- شیری، علی اکبر، ) 1386 (، درآمدی بر زویش شناسی، چ 1، تهران، مازیار.
- صبوری، نرجس بانو و آسیه ذبیح نیا عمران، ) 13۹3 (، مقدمه ای بر زویش شناسی، یزد، هومان.
- صفری، حسین، ) 1373 (، واژه نامۀ راجی: زویش شهرستان دلیجان، با پیشگفتار و یاوری
فریدون جنیدی، چ 1، بی جا، بی نا.
- مجیدی، محمدرضا، ) 1354 (، زویش های پیرامون کاشان و محلات، تهران، فرهنگستان زبان
ایران.
پایان نامه ها
- رئیس پور، راشین، ) 1390 (، بررسی فرایندهای اشتقاق و ترکیب در زویش راجی هنجن،
پایان نامۀ کارشناسی ارشد، استاد راهنما: فریبا قطره، دانشکدۀ ادبیات، زبان های خارجی و تاریخ،
دانشگاه الزهرا.
- مدنی، داوود، ) 1374 (، توصیف زروه فعلی زویش راجی )زویش دلیجان(، پایان نامۀ
کارشناسی ارشد رشتۀ زبان شناسی همگانی، استاد راهنما: کوروش صفوی، دانشکدۀ ادبیات و
زبان های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی.
مجلات
واژگان دالّ بر نام اندام های بدن در ساختار اصطلاحات « ،) - احمدی، امیر و حجت محرابی، ) 1389
همایش بین المللی زویش های مناطق کویری ایران، دانشگاه ،» گویش راجی: یک تحلیل شناختی
.101- سمنان، صص 81
،» زبان، گونه، گویش و لهجه: کاربردهای بومی و جهانی « ،) - دبیرمقدّم، محمد، ) 1387
.128- ادب پژوهی، ش 5، صص 91
. اطلاع ات ، ص 6 ،» اه م ی ت گ و یش ه ا و له ج ه ه ای ا یران ی « ،) - س رک ارا تی ، به م ن، ) 11 ش ه ر یور 1383
28 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
، نامۀ انسان شناسی، س 4 ،» پلورالیسم قومی- زبانی و هویت ملی « ،) - مدرّ سی، یحیی، ) 1384
.146- ش 7، صص 129
مجلۀ زبان ها و ،» بررسی فرایندهای واجی گویش راجی « ،) - ملکی، محمود، )آذر 1393
.156- زویش های ایرانی: ویژه نامۀ نامۀ فرهنگستان، ش 4، صص 129
شعری در وصف شب چله با گویش طرقی
شوچله بشویو رو به کیه
هامگرت پرتقال و هروانه
خویاربای سوخویمون گولووی دامه
دوتا جعبه انر دانه دانه
ترشاله سنجو کشمش که دارو
اگه چی بید اپیه بواج تا بارو
بعد صرف شومو چاییو میوه
اموات حاله یوقذه تعریف بکی از قدیمها
اشات قدیمها خوب بو اشوییم شو نشینی
همه اتمیند تا یا بینیم
محبت بو صفا بو یکدلی بو
اس ام اس چت نبو "وی چت" کاها بو
مردم خوش بویند
سالم بویند
سرطون کاها بو
دور کرسی ها چشتند
قصه ی شیرین فرهاد شو اوات
اموات حاله شعرش بواج
زحمت گل بلبل کشید
برگ گل را باد برد
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد
دستگاه صرف فعل در لهجۀ طرقی از گویش راجی
نوع مقاله: پژوهشی
نویسنده
دکتری زبان و ادبیات فارسی و مدرّس دانشگاه جامع علمی- کاربردی
چکیده
در پژوهش حاضر بهمنظور احیا و حفظ فرهنگ و هویّت ملی و قومی و نیز کمک به غنای زبان و فرهنگ کشور از طریق شناخت و تحلیل گویشها و لهجههای گوناگون، پساز ذکر مقدمه، پیشینۀ پژوهش و سپس کلیاتی دربارۀ گویش راجی و لهجۀ طرقی (رایج در شهر طرقرود از توابع شهرستان نطنز در استان اصفهان)، شش فعل مختلف را بهصورت تصادفی و شامل اقسام ساده، مرکّب، پیشوندی، مجهول، لازم (ناگذر)، متعدی (گذرا) و ربطی برگزیده و آنها را در زمانهای ماضی (ساده، استمراری، نقلی، بعید، التزامی و مستمر/ ملموس) و مضارع (اخباری، التزامی و مستمر/ ملموس) صرف کرده و شکلهای امر (دومشخص مفرد و جمع) و مصدرهای آنها را هم نشان داده و بر این مبنا مهمترین ویژگیهای صرفی مرتبط با مقولۀ زمان در این فعلها را بررسی و دستهبندی کردهایم. در نهایت به این نتیجه رسیدهایم که بهطور کلی در لهجۀ طرقی از گویش راجی، تنوع ساختاری و دگرگونیهای مختلف در فعلهای ماضی در مقایسه با فعلهای مضارع و امر، بیشتر است و جابهجایی و تغییر در اجزای تشکیلدهندۀ آنها بیشاز دیگر فعلها صورت میگیرد. مهمترین ویژگیهای صرفی خاص فعل در این لهجه را در حوزههایی بدین شرح میتوان یافت: ویژگیهای مربوط به کاربرد شناسه، ویژگیهای مربوط به کاربرد بن فعل، ویژگیهای ساختاریِ خاص در فعلهای این لهجه، ویژگیهای آوایی خاص، ویژگیهای مربوط به کاربرد فعل معین، ویژگیهای زمانیِ خاص، ویژگیهای مربوط به کاربرد پیشوندها، ویژگیهای مربوط به کاربرد مصدر، ویژگیهای معنایی فعل، استفاده از فعلهای وجهی و کاربرد فعلهای فارسی دری کهن.
نوشته شده توسط : ناصر جلالیان
بسمه الله الرحمن الرحیم
گويش تنها یادگارفرهنگ گرانبهای روستای طرقرود
زبان وسیله ارتباط .گفتگو وانتقال فرهنگ واندیشه هاست.زبان طرقی به عنوان يك گويش ازگويشهاي زبان شيرين فارسي ، وسیله ارتباطی مردم روستای با صفای طرقرود نطنز است.روستایی که تاریخی به بلندای کوه کرکس رابر دوش می کشد .تاریخ وفرهنگ آن به بیش ازدوهزارسال پیش بازمیگردد.اما دراثرظلم وجور زمانه وحکومت های نالایق وازطرف دیگرخودخواهی وخود پرستی های خان ها و ارباب ها روزبه روز آن فرهنگ اصیل کم رنگترو کم رنگترشده است.این داستان ازبین رفتن هویت وفرهنگ جای پرسش ها ی زیادی داردکه میشود درباره آن مطالعه و بحث نمود.اکنون که گذشت زمان این تاریخ واین فرهنگ عظیم رابه گذشته های دور سپرده است واینک تنها چیزی که ازآن باقی مانده است همین گويش طرقی است.بنا برتحقيق كارشناسان تعداد زيادي از گويشهاي قديمي در حال نابود شدن است.شاید به جرات بتوان گفت که گويش طرقی تنها اثر فرهنگی است که باقی مانده است.ما میراث دار این گويش هستیم .دراین روزگار وانفسا شاید تنها کاری که ازدست ما برمی آید این است که درپایداری این تنها میراث فرهنگی تلاش کنیم.درهمین راستا برآن شده ایم که ازهمه دلسوخته گان این فرهنگ کمک و یاری بخواهیم. منتظردستهای پرمحبت شما هستیم.اینک با مقدمه فوق چند بیت شعرناقابل ر ا به گويش طرقی تقدیم دل سوختگان وشیفتگان این میراث فرهنگی می نمایم و ازاین به بعد با استعانت ازپروردگار یکتا تلاش میکنم تا جایی که بتوانم این مسیر را ادامه دهم انشاا....
و اما شعر به گويش شیرین طرقی:
( ده هامادِ چی چی بمنده تنها ازمون درقی بمنده )
ذکر خدا
صُب کِه ازخُو اُورَاًحُسه ذِکر خدا کی تو چمت که تاک انه دست به دعا گی
کار زیادَه یُویِه دشتُ یُویه صحرا کارِ خوبِت چی چیَه ذکرخدا کی
همو خُوو دِره وُ خُُووهای خوش اَینه چِمت تاک نِه وُ بِیی اِندو کا هایه
حاج غِضنفر مش غلومُ اوسا حَیدر ئورو کادرند وَُ کیه ها شو کاهایه
مَو و وییینُِِ و گُلُوین ؛ کوه کرگِس همه سرها شو بالا روو به خدایه
مِرِنجین اوو اَخِرَه سرش بالایه راشتی راشتی نزانهِ که حق کاهایه
مُو خدا شکر اَکُورو یُو این زُومونَه دستهام ازدستهای ظالمین وُویا یَه
و اما برای آنها که باگويش طرقی زیاد آشنا نیستند . معنی شعر فوق تقدیم می شود:
صبح که ازخواب بیدار میشی ذکرخدا کن چشم هات که وا میکنی دست به دعا بگیر
کار زیاده توی دشت و توی صحرا کار خوب تو چیه ذکرخدا کن
هنوز خوابی و خوابهای خوش میبینی چشمهات باز کن ببین اینجا کجاست
حاج غضنفر و مشهدی غلام و استاد حیدر امروز کجا هستند خانه هایشان کجاست
درخت انگورو بید و گلابی و کوه کرکس همه سرهایشان بطرف خدا ودرحال دعا هستند
گنجشگ وقتی آب می نوشد خدا راشکر میکند راستی می دانی که خدا کجاست؟
من خدا را شکر می کنم که در این زمانه دستهایم از دستهای ظالم جداست
منتظر شعر بعدی درباره کاروانسرا باشید.
دهستان طرق رود
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| کشور | |
| استان | اصفهان |
| شهرستان | نطنز |
| بخش | بخش مرکزی شهرستان نطنز |
| جمعیت | ۳۹۱۲ نفر(سرشماری ۱۳۸۵) |
دهستان طرق رود نام دهستانی در بخش مرکزی شهرستان نطنز، استان اصفهان در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۹۱۲ نفر (۱۳۵۵ خانوار) بودهاست.[۱]گویش و لهجه اصلی ان طرقی است ولیکن در روستاها و توابع طرقرود بسته به نوع لهجه تغییر کرده لیکن معانی و کلمات یکسان میباشد.بهطور مثال کلمات در کشه و ابکشه به صورت کشیده ادا میشود.گویش و زبان طرقی یکی از گویشهای باستانی و قدیمی است که با تداوم مهاجرت نسلها به شهرهای بزرگ در اینده ای نه چندان دور به دست فراموشی سپرده میشود و این زبان کهن ایران زمین که بسیار سخت و پیچیده میباشد به مرور زمان و با گذشت زمان ،از لهجههای زنده ایران پاک میشود چرا که نسلهای جدید عمدتا" با گویش آبا و اجدادی خود بیگانهاند .کما اینکه کتب فراوانی نیز در مورد گویش طرقی به رشته تحریر در آمده اما باز هم کافی نیست و می بایست برنامهریزی دقیق و جامعی جهت حفظ ان صورت بگیرد.هم اینک قلعه طرقرود که یکی از بناهای قدیمی و جزء آثار ثبت شده میراث فرهنگی میباشد بدون برنامهریزی دقیق و مرمت و بازسازی ، در حال تخریب میباشدو گردشگران به راحتی درون آن و بدون توجه به ضعف و سستی دیوارهای کاهگلی در حال بازدید میباشند .ضمن انکه به خاطر مرغوبیت معادن سنگ منطقه با اعطای امتیاز بهره برداری به افراد غیر بومی و بدون هیچ گونه اشتغال زایی و صرفا به دلیل چپاول ثروت این خطهٔ کهن ، در حال نابودی و کوچ اجباری جوانان و نوجوانان گردیده.حال آنکه با حفر چاههای عمیق غیر مجاز در تمامی معادن منطقه و نیز عدم توجه و بررسی مسئولان در مورد حفر چاههای غیر مجاز بناهای ویلایی در منطقه ، تمامی رودخانه ودریاچهها و منابع اب زیر زمینی خشک شده که نمونه بارز ان قنات محله هفت چنار ( سر کپه ) میباشد که یکی از قناتهای قدیم طرق و در کل ایران میباشد و در قدیم سهم بسزایی در کشاورزی منطقه داشت و هم اینک رو به خشکی نهاده و هیچ مسئولی پاسخگو نیست و تمام این موارد دست در دست هم داده تا دیاری کهن از ایران زمین با مردمی خونگرم و مهمان نواز با اداب و رسوم و گویش قدیمی و مناطقی چشمنواز به تدریج به سمت ویرانی و خشکسالی وپاک شدن از صفحه روزگار سوق داده شود..
گویش طرقی را پاس بداریم
خبرگزاری ایسنا: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نظرش را درباره آموزش زبانهای بومی در مدرسهها اعلام کرد.
«اصل پانزدهم
زبان و خطِ رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.»
غرض از درج اين مطلب آن است كه طبق قانون كليه مكاتبات اداري و رسمي بايد به زبان فارسي باشد و بايد فرزندانمان به خواندن و نوشتن و صحبت كردن به زبان فارسي مسلط باشند اما اين امر منافاتي با دانستن گويش و ادبيات مادري و قومي ندارد . زبان و فرهنگ هر قومي ريشه هاي آن قوم هستند و خوب مي دانيد كه ريشه ساقه و شاخه ها و برگ ها را حفظ كرده واستوار نگه مي دارد. پر واضح است كه پوسيده شدن ريشه به مفهوم مرگ حاموش يك درخت كهن خواهد بود .
به همت يكي از فرهيختگان طرقي وب لاگي به گويش طرقرود اختصاص يافته است كه در آن مي توان افعال و كلمات و حتي ضرب المثل هاي طرقي را يافت اما سوال اين است كه چقدر به اين وب لاگ سر زده ايد و چقدر به فرزندان و اطرافيان توصيه كرده ايد كه مروري بر آن داشته باشند ؟ اگر تا به حال سري به آن وب لاگ زده باشيد حتما وقتي دانسته هايتان غبار روبي شده و جلا يافته اند حس خوبي داشتيد .
به دفعات ديده و شنيده ايم كه مردم چه استقبال گرمي از اشعاري كه به زبان طرقی در اعياد و مراسم مذهبي و آييني خوانده مي شود مي نمايند اين نياز مردم و خواسته مردم است . به نظر می رسد لازم است كانوني وجود داشته باشد که بزرگان و انديشمندان اين حوزه را گرد هم آورده و با كمك آنان مجموعه هايي را فراهم نمایدكه در آن فرهنگ و گويش طرقرود غبار روبي شده و جلا يابد . اين مجموعه ها بايد نه تنها براي استفاده فرزندانمان بلكه براي هر كسي كه گذري بر اين ديار دارد قابل استفاده باشد .صنعت گردشگري اگر امروز رونق نيابد فردا خواهد يافت اما براي توسعه آن نياز به زير ساخت هاي مناسب است كه وجود مستندات در باره يك منطقه كه به معرفي آن بپردازد يكي از نياز هاي اوليه است . اگر امروز فرزندان ما و يا وابستگان ما بخواهند در باره آداب و رسوم و فرهنگ كهن طرقرود بدانند كجا بايد مراجعه كنند ؟ چه كسي اين اطلاعات را در اختيار آنان خواهد گذاشت ؟ اگر كسي براي آشنايي با شهر ما بيايد كدام كتاب يا دست نوشته را براي كسب اطلاعات به او معرفي خواهيم كرد ؟ اصلا چند كتاب در اين زمينه منتشر شده است ؟
هستند كساني كه عمر خود را صرف جمع آوري و حفظ اين مهم كرده اند و حتي گنجينه هاي آماده اي وجود دارد كه نياز به فراهم شدن شرايط رونماييشان است . پس لازم است اعتمادشان را جلب نماييم .حمايتشان كنيم تا پا به ميدان گذارند و ما را در راه حفظ و اعتلاي فرهنگ كهن طرقرود ياري نمايند . براي وقوع اين امر نياز به اهتمام جمعي بزرگان ، فرهيختگان ، مسئولين و مردم است . اگر در اين راه ثابت قدم نباشيم و به راهكار هاي آن نيانديشيم به طور قطع ، گويش و فرهنگ طرقرود يك افسانه خواهد شد .
برچسبها: تحلیلی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11:8 توسط اعظم السادات نیاکان
|۴:۳۰,۱۳۹۱/۳/۱۹| بازدید : 1065 بار
الهه حسینی مقاله توصیف نظام واجی گویش طَرقی را در همایش زبانها و گویشهای ایرانی بررسی کردند.
وی گفت: روستای طَرق در دامنۀ جنوبی کوه کرکس، در کنار جادۀ مواصلاتی اصفهان به نطنز و کاشان واقع شده و مرکز دهستان طرقرود از بخش مرکزی شهرستان نطنز میباشد. گویش رایج در این روستا جزو گویشهای مرکزی ایران است و با گویشدو روستای مجاورش یعنی طار و کِشه، قرابت و شباهت زیادی دارد. دربارۀ دو گویش طاری و کشهای پیش از این تحقیقاتی انجام گرفته است. از آن جمله اثر محقق روس ژوکوفسکی دربارۀ گویش کشهای در کتاب موادی برای بررسی گویشهای ایرانی و تحقیق نسبتاً جامع لوکوک دربارۀ گویش طاری در جلد 39 آکتا ایرانیکا را میتوان نام برد. ولی تاکنون دربارۀ گویش طَرقی بررسی و تحقیق جدی و همهجانبهای صورت نگرفته است.
در این مقاله سعی بر آن است به بررسی نظام واجی این گویش پرداخته شده و توصیف نسبتاً دقیقی از آن ارائه گردد.
برچسب ها :
(حُتمون ) خوابیدن درگویش طرقی
(حُتمون ) خوابیدن درگویش طرقی :
مصدر فعل خوابیدن کلمه حتمون است.اینبار با کلمه حتمون در گویش طرقی آشنا می شویم
در صرف مصدر فعل خوابیندن با کلماتی روبرو می شویم که با کلمات زبان فارسی قدیم شباهت و اشتراک زیادی دارد. در شعر زیر ازنظامی گنجوی باکلمه مخسب از ریشه کلمه خسبیدن برخورد می نماییدکه نزدیکی باکلمه محس (به معنی نخواب )در گویش طرقی دارد .
عهد جوانی بسرآمد مخسب
شب شد و اینک سحر آمد مخسب .
در ادبیات نظم و نثر فارسی قدیم کلمات زیاد مشتر ک و مشابه این کلمه وجود دارد.حالا اجازه بدهید که با این مقدمه به سراغ صرف کلمه حتمون یا خوابیدن در گویش طرقی برویم. راهنمایی شما باعث دلگرمی و خوشحالی ما خواهد شد. با انتقاد و راهنمایی خود مارا کمک کنید.
زمان حال ساده
اول شخص دوم شخص سوم شخص
مفرد اَحُسو : می خوابم اَحُسِه :می خوابی اَحُسَه :می خوابد
جمع اَحُسیم:می خوابيم اَحُسید:می خوابید اَحُسَند: میخوابند
زمان گذشته
مفرد بحُتوُو:خوابيدم بحُتته :خوابيدي بحُت : خوابيد
جمع بحُتتيم:خوابيديم بِحُتتيد: خوابيدید بِحُتتند :خوابيدند
زمان آینده
مفرد اَمپیَه بِحُسو: اَدپیَه بِحُسِه اَشپیَه بِحُسَه
میخواهم بخوابم میخواهی بخوابی می خواهد بخوابد
جمع اَموپیه بِحُسیم اَدوپیَه بِحُسید اَشوپیَه بِحُسَند
میخواهیم بخوابیم میخواهید بخوابید میخواهند بخوابند
تاکیدی.:
مفرد اَپیَه بِحُسو اَپیَه بِحُسِه اَپیَه بِحُسَه
باید بخوابم باید بخوابی باید بخوابد
جمع اَپییَه بِحُسیم اَپییَه بحُسید اَپییَه بِحُسَند
باید بخوابيم باید بخوابيد باید بخوابند
فعل امری
مفرد بِحُس : بخواب
جمع بِحُسيد : بخوابيد
فعل امری منفي
مفرد مَحُس : نخواب
جمع مَحُسيد : نخوابيد
منتظر کلمه بعدی درگویش طرقی باشید .... خدا نگهدار
برچسبها: خوابیدن در گویش طرقی
گویش طرقی
گویش طرقی از گویشهای بسیار قدیمی زبان فارسی است که بیش از 2000سال قدمت دارد.این گویش وجه مشترکهايي با زبان یا گویش کردی , فارسی دری ,گویش مازنی دارد . قبل اسلام زبان ارتباطی زرتشتیان منطقه بوده است.در حال حاضر دربخش های فراوانی از شهرها وروستای اطراف استان اصفهان مانند بادرود ,خالدآباد ,کلهرود ,ابیانه ,طامه ,میمه ,دلیجان و غیره ازگویشی شبیه به گویش طرقی برای ارتباط استفاده میشود. در این وبلاگ تا آنجاكه ممكن است سعی می شود مطالب با گویش طرقی ارائه شود.
اُزمُون دَرقي(زبان راجي طَرق-طرق رود)
باسم الله...
می دانیم که زبان طَرقی، زبان راژی،رازی، راجی یا رایجی ویا شعبه اي از آن زبان بسیار قدیمی كشورمان است.
مولّف کتاب تاریخ کاشان(عبد الرحیم کلانتر ضرابی(سهیل کاشانی)-انتشارات فرهنگ ایران زمین-چاپ دوم-اسفند 1341)در صفحه 463 می نویسد:مقصود از "زبان رایجی"ظاهرا لهجه ملی است در بعضی ازدهات وقراءکاشان به لهجه مخصوص تکلم می شود ازجمله در آران ونطنز وکریستین سن مستشرق دانمارکی قسمتی از لهجه های کاشان را موردمطالعه قرار داده وکتابی در آن باب نوشته است{فرهنگ ايران زمين ج1ص 40}
در اين كتاب با كلماتي مواجه مي شويم كه طَرقي است مانند:
اُرسي=كفش؛
انگورر اُلُقي=نوعي انگور دانه درشت قرمز يا بارنگ معمول، شست عروس؛
جُل=پوششي نازك كه زير پالان يا زين الاغ واسب و... پهن مي كنند(لباس كهنه)؛
جوتُرشه(يَه ترش)=جو دوريشه است (سالي دوبار كشت شود ،برسد)در طرقرود ظاهرا اين جو در مقابل جو شيرين است وبراي پختن آش جو طرق، از اين جو استفاده مي شود واز ارزش بيشتري برخوردار است؛
دوشاب(دوش اُو)=شيره انگور؛
سفال جار (سِوَل جار)=سفال گندم -ساقه باقي مانده گندم پس از درو آن ،كه در زمين باقي مي ماند وبراي تعليف احشام مورد استفاده قرار مي گيرد؛
سُول=سوله -طويله؛
سيل بند=سد خاكي؛
فرهنگ=مجراي آب-در طرق مظهر قنات؛
كِويج=زالزالك؛
كبودَه(كبوته)= درخت بسيار بلندي كه به آن تبريزي هم مي گويند،معمولا باقلمه زدن ،تكثير وكنار جويبارها ،غرس مي كنند وچوب سفيد آن براي ساختن در وپنجره وغيره، به كار مي رود؛
گاوگل=(گاگل)=گله گاو را گويند كه مجتمعا در چمنزار چرا نمايند.در طرق گاو وگوسفند وگوساله وخر را باهم ،چوپان يا يكي از اهالي به نوبت، هرصبح تحويل مي گرفته وبراي چرابه دشت وصحرا وچمنزار مي برده وعصر برمي گردانده است وصاحبان آنها حيوان خود را در مسير برگشت ،تحويل مي گرفته اند؛
مجمعه(مجمع)=سيني بزرگ مسي كه معمولا در زمستان روي كرسي قرار مي دادند وبه جاي سفره از آن استفاده مي كردند؛
وِشن=بارش-باران؛
وِهِر==زميني كه يك سال يا بيشتر لم يزرع مي گذارند؛
هيش=شخم. (توضيح اينكه، واژه هاي ياد شده ،از كتاب مزبور استخراج گرديده.اما توضيحات ،بيشتر از نويسنده است.)