فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلّی ایران زمین
)نشریۀ علمی(
دورۀ جدید- سال پنجم- شمارۀ یکم- بهار 1398 - شمارۀ پیوسته 23
دستگاه صرف فعل در لهجۀ طرقی از زویش راجی
)28 - )ص 1
مژگان اصغری طرقی 1
97/5/ 97 تاریخ پذیرش: 28 /2/ تاریخ دریافت: 25
چکیده
در پژوهش حاضر به منظور احیا و حفظ فرهنگ و هو یت ملی و قومی و نیز کمک به غنای زبان و فرهنگ
کشور از طریق شناخت و تحلیل گویش ها و لهجه های گوناگون، پس از ذکر مقدمه، پیشینۀ پژوهش و
سپس کلیاتی دربارۀ گویش راجی و لهجۀ طرقی )رایج در شهر طرق رود از توابع شهرستان نطنز در استان
اصفهان(، شش فعل مختلف را به صورت تصادفی و شامل اقسام ساده، مرکّب، پیشوندی، مجهول، لازم
)ناگذر(، متعدی )گذرا( و ربطی برگزیده و آن ها را در زمان های ماضی )ساده، استمراری، نقلی، بعید،
التزامی و مستمر/ ملموس( و مضارع )اخباری، التزامی و مستمر/ ملموس( صرف کرده و شکل های امر
)دوم شخص مفرد و جمع( و مصدر های آن ها را هم نشان داده و بر این مبنا مهم ترین ویژگی های صرفی
مرتبط با مقولۀ زمان در این فعل ها را بررسی و دسته بندی کرده ایم. در نهایت به این نتیجه رسیده ایم که
به طور کلی در لهجۀ طرقی از گویش راجی، تنوع ساختاری و دگرگونی های مختلف در فعل های ماضی در
مقایسه با فعل های مضارع و امر، بیشتر است و جا به جایی و تغییر در اجزای تشکیل دهندۀ آن ها بیش از
دیگر فعل ها صورت می گیرد. مهم ترین ویژگی های صرفی خاص فعل در این لهجه را در حوزه هایی بدین
شرح می توان یافت: ویژگی های مربوط به کاربرد شناسه، ویژگی های مربوط به کاربرد بن فعل، ویژگی های
ساختاریِ خاص در فعل های این لهجه، ویژگی های آوایی خاص، ویژگی های مربوط به کاربرد فعل معین،
ویژگی های زمانیِ خاص، ویژگی های مربوط به کاربرد پیشوند ها، ویژگی های مربوط به کاربرد مصدر،
ویژگی های معنایی فعل، استفاده از فعل های وجهی و کاربرد فعل های فارسی دری کهن.
کلمات کلیدی: گویش، گویش شناسی، راجی، طرقی، دستگاه صرف فعل
1. دکتری زبان و ادبیات فارسی و مدرّس دانشگاه جامع علمی- کاربردی
Email: mozhganasgharytarghy@gmail.com
2 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
1. مقدمه
بی تردید، گویش ها و لهجه های رایج در هر سرزمین، بخشی مهم و قابل توجه از بار فرهنگ آن
سرزمین را بر دوش می کشند و در بازشناساندن هویت مردم آنجا به دیگر سرزمین ها نقشی اساسی
دارند؛ از این روی، در وهلۀ نخست، شایسته است افرادی که توانایی سخن گفتن به لهجه یا گویشی
خاص را دارند، قدر این موهبت و سرمایۀ ارزشمند و ماندگار را بدانند و پس از آن، هر یک به سهم خود
در حفظ و احیای آن گویش یا لهجه بکوشند و از طریق سخن گفتن به آن گویش یا لهجه و انتقال دادن
آن به نسل های بعدی، مانع انقراض گویش ها و لهجه ها شوند؛ همونین به بررسی و تحقیق دربارۀ
لهجه ها و گویش ها، و ثبت و ضبط آن ها اهتمام اساسی ورزند تا از این رهگذر، هم بخشی مهم از
فرهنگ و هویت کشور حفظ شود و هم دوام و بقای گویش ها و لهجه ها به غنای زبان و فرهنگ
.) کشور کمک کند )نک: مدرّ سی، 1384
در این راستا در پژوهش حاضر کوشیده ایم با بررسی دستگاه صرف فعل در لهجۀ طرقی از گویش
راجی، این مقولۀ مهم را در لهجۀ مورد بحث ثبت و ضبط کنیم و بدین صورت، در وهلۀ نخست، مانع
فراموش شدن این لهجۀ زیبا و پرظرافت از گویش راجی شویم و در مرتبۀ بعدی به فرایند آموزش آن
کمک کنیم. صرف فعل، موضوعی بسیار مهم، کلیدی و پر ظرافت در حوزۀ دستور زبان در لهجۀ طرقی
از گویش راجی محسوب می شود و ویژگی هایی خاص، درخور توجه و گاه پیویده دارد که ضرورت
پرداختن به آن را توجیه می کند و در یادگیری این لهجه و سخن گفتن به آن نیز بسیار مؤثر و سودمند
خواهد بود.
گویش راجی از گذشته های دور تاکنون در منطقه ای گسترده از مرکز ایران، در استان های قم،
مرکزی و اصفهان رواج داشته است و دارد و مردمان جای جای این قلمرو وسیع به لهجه های گوناگون
این گویش سخن می گفته اند و امروزه نیز سخن می گویند؛ اما متأسفانه در حال حاضر، این گویش و
لهجه های مختلف آن و ازجمله لهجۀ طرقی هموون دیگر گویش ها و لهجه های رایج در کشورمان
درمعرض خطر انقراض قرار دارد و قطعاً بی توجهی گویشوران به حفظ، احیا و ثبت آن، نتیجه ای جز
نابودی قریب الوقوع این لهجه و گویش نخواهد داشت.
2. پیشینه و ضرورت پژوهش
مهم ترین پژوهش هایی را که مرتبط با موضوع مقالۀ حاضر صورت گرفته اند، بر دو بخش کلی بدین
شرح می توان تقسیم کرد:
الف( دربارۀ زویش به طور کلی
مهم ترین آثار تألیف شده در این حوزه عبارت اند از:
3 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
درآمدی بر گویش شناسی از علی اکبر شیری ) 1386 (، مقدمه ای بر گویش شناسی از نرجس بانو
از به م ن س رک ارا تی ) 11 » اه م ی ت گویش ها و ل ه ج ه ه ای ای را نی « ،) صبوری و آسیه ذبیح نیا عمران ) 13۹3
.) ش ه ر یور 1383 ( و شناسایی گویش های ایران از مسعود پور ریاحی ) 1361
ب( دربارۀ زویش راجی
مهم ترین کتاب های تألیف شده در این زمینه عبارت اند از:
- گنجینۀ گویش های ایرانی: استان اصفهان از محمدمهدی اسماعیلی ) 1390 (: در این اثر،
لهجه های طرقی، طاری، کشه ای، طامه ای، نطنزی و تکیه ای از گویش راجی بررسی شده اند. در
گویش راجی و لهجه های گوناگون آن و سپس منطقۀ مورد مطالعه ،» کلیات « فصل اول با عنوان
)شهرستان نطنز و قسمت های زیرمجموعۀ آن( معرفی شده است. در فصل دوم، ویژگی های زبانی
)آوایی، صرفی و نحوی( گویش راجی تبیین شده و در فصل سوم، واژه نامۀ موضوعی، شامل واژه های
فارسی و معادل هر یک از آن ها در هر کدام از لهجه های مورد بررسی به صورت آوانگاری با استفاده از
حروف انگلیسی و از نوع مطابقه ای و مقایسه ای ذکر شده است. در فصل چهارم به صرف مقابله ای و
تطبیقی فعل های لازم )ناگذر( و متعدی )گذرا(، و ساده و مرکّب و پیشوندی با استفاده از آوانگاری
انگلیسی در شش لهجۀ مورد بررسی پرداخته شده است. در فصل پنجم، تعدادی جملۀ فارسی و
. معادل های آن ها در شش لهجۀ مورد بحث آمده است 1
- فرهنگ جامع زبان و گویش نطنز از عباس دهقانیان ) 1386 (: در این اثر، نخست، توضیحاتی
در مقدمه ذکر شده است. بخش اول کتاب، شامل لغات و ذکر معنای آن هاست. » زبان نطنز « دربارۀ
در بخش دوم، ضمیر های شخصی بررسی و دسته بندی شده و مثال هایی برای هر دسته آمده است. در
بخش سوم به فعل ها پرداخته شده و صرف هر فعل در زمان های مختلف بدون آوانگاری آن صورت
گرفته و سپس کاربرد فعل در تعدادی از جمله ها نشان داده شده است.
- گویش های پیرامون کاشان و محلات از محمدرضا مجیدی ) 1354 (: در این کتاب، نخست،
منطقه و گویشوران آن معرفی و سپس ویژگی های منطقه بیان شده است؛ پس از آن، در بخش دوم،
یعنی قسمت اصلی کتاب، گویش های پیرامون کاشان، محلات و کهک قم- که یکی از آن ها گویش
راجی است- بررسی شده اند. در بخش مربوط به گویش راجی، دربارۀ این گویش صحبت شده و
سپس هریک از گونه های آن معرفی و فهرستی از برخی واژه های آن گونه با ذکر معادل فارسی و نیز
آوانگاری فارسی و انگلیسی هر یک به دست داده شده است. گونه های گویش راجی در این منطقه
براساس آنوه نویسندۀ این کتاب معرفی کرده است، عبارت اند از: گویش محلات، گویش پیشین نراق،
گویش بیجگان، گویش راجی نشلج، گویش قالهر، گویش برزک، گویش دلیجان، گویش واران،
گویش زر، و گویش رایج در بخش قمصر و حومۀ کاشان.
4 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
- گویش راجی هنجن از ابوالحسن آقاربیع ) 1383 (: در این کتاب، نخست، ویژگی های آوایی و
دستوری گویش راجی هنجن، شامل ویژگی های آوایی، ضمیرها و مصدرها بررسی و مثال هایی برای
هرکدام ذکر شده است؛ سپس به بحث فعل پرداخته شده و مثال هایی با ذکر معنی هرکدام آمده و
آوانگاری فعل ها با توجه به اقسام فعل ها و صرف در زمان ها به شکل مختصر صورت گرفته است. در
بخش اصلی کتاب، یک واژه نامه، شامل واژه ها و آوانگاری و معنای آن ها به دست داده شده و بعد
برخی ضمایم در پایان کتاب آمده است.
- فرهنگ گویش راجی نشلج از عباس حلواچی نشلجی ) 1390 (: در این اثر دربارۀ واژه های
هم ریشه بحث و برخی واژه ها و معادل های اوستایی، پهلوی و... برای آن ها ذکر شده است؛ سپس
فرهنگواره ای از واژه های رایج در این گویش به دست داده شده، برخی اصطلاحات رایج در گویش و
معنی آن ها آمده و بعضی ضرب المثل های مورد استفاده در گویش )بدون بیان معنی و مفهوم آن ها( ارائه
شده است.
:) - واژه نامۀ راجی: گویش شهرستان دلیجان از حسین صفری، با مقدمۀ فریدون جنیدی ) 1373
در پیشگفتار این اثر دربارۀ گویش راجی، ویژگی های آوایی و واژگانی و نیز دیگر ویژگی های مهم آن
سخن گفته شده و مثال هایی ذکر شده است؛ سپس منطقۀ دلیجان به صورت مختصر معرفی و به بحث
دربارۀ فعل ها در گویش راجی با ذکر مثال هایی و صرف آن ها در زمان ها و نیز آوانگاری فعل ها پرداخته
شده است؛ پس از آن دربارۀ مصدر، ضمیر، حروف اضافه، معرفه و نکره، تصغیر و جابه جایی حروف
سخن گفته شده و در بخش اصلی کتاب، یک واژه نامه، شامل واژه ها و آوانگاری و معنای آن ها آمده
است.
از جمله مهم ترین مقاله هایی که به صورت خاص دربارۀ گویش راجی نوشته شده اند:
از محمود ملکی )آذر 1393 ( در مجلۀ زبان ها و » بررسی فرایندهای واجی گویش راجی « -
گویش های ایرانی )ویژه نامۀ نامۀ فرهنگستان(؛
از » واژگان دالّ بر نام اندام های بدن در ساختار اصطلاحات گویش راجی: یک تحلیل شناختی « -
امیر احمدی و حجت محرابی ) 1389 ( در همایش بین المللی گویش های مناطق کویری ایران.
از مهم ترین پایان نامه های نگاشته شده دربارۀ این گویش، موارد ذیل درخور ذکرند:
- توصیف گروه فعلی گویش راجی: گویش دلیجان از داوود مدنی ) 1374 ( به راهنمایی کوروش
صفوی؛
- بررسی فرایندهای اشتقاق و ترکیب در گویش راجی هنجن از راشین رئیس پور ) 1390 ( به راهنمایی
فریبا قطره.
5 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
پیشینۀ پژوهش دربارۀ لهجه های گوناگون از گویش راجی نشان می دهد که تاکنون دربارۀ لهجۀ
طرقی به صورت خاص، پژوهشی مستقل و مفصّل صورت نگرفته و تحلیل مقولۀ فعل در پژوهش های
ذکرشده نیز غالباً به شکل کلّ ی یا با رویکرد تطبیق و مقایسه میان لهجه های گوناگون این گویش انجام
شده است. در این پژوهش با تفصیل بیشتری به این مقوله به صورت خاص در لهجۀ طرقی از گویش
راجی خواهیم پرداخت و نکات خاص، مهم و درخور توجه دربارۀ دستگاه صرف فعل در این لهجه را
نشان خواهیم داد.
3. زویش راجی و لهجۀ طرقی
و )Dialect( » گویش « ،)Language( » زبان « به طور کلی در منابع حوزۀ گویش شناسی، واژه های
به شکل های گوناگون تعریف شده اند 2 و در کاربرد این سه واژه، نوعی آشفتگی و )Accent( » لهجه «
ناهماهنگی میان منابع مختلف دیده می شود. از آن سوی، دربارۀ ماهیت گویش راجی و لهجۀ طرقی
میان صاحب نظران، اختلاف هایی وجود دارد؛ بدین شرح که برخی راجی را زبان و برخی دیگر، آن را
گویش دانسته اند؛ همونین گروهی از صاحب نظران، طرقی را زبان، گروهی دیگر آن را گویش و بعضی
نیز آن را لهجه قلمداد کرده اند. در این پژوهش براساس تفاوت های آوایی، واژگانی و دستوری
گویش ها با یکدیگر، راجی را یکی از گویش های منشعب از زبان فارسی دانسته ایم که خود در
منطقه های گوناگون به لهجه هایی تقسیم می شود، و با توجه به تفاوت این لهجه ها با یکدیگر )معمولاً
به لحاظ آوایی و خیلی کم به لحاظ دستوری و واژگانی(، طرقی را یکی از لهجه های گویش راجی
به شمار آورده ایم.
گویش راجی/ رایجی/ رازی/ راسّا/ راسّه از گذشته های دور تا امروز در بخشی گسترده از مرکز
ایران، شامل منطقه های گوناگون از استان های قم، مرکزی و اصفهان رایج بوده و هست و در زبان
فارسی باستان، میانه و دری ریشه دارد. این گویش، لهجه های مختلفی را شامل می شود و در حال
حاضر، هموون بسیاری از گویش ها و لهجه های رایج در جای جای کشورمان، خطر انقراض، آن را
15 ؛ مجیدی، -11 : 7 و 8؛ حلواچی نشلجی، 1390 : تهدید می کند )نک: دهقانیان، 1386 : مقدمۀ کتاب؛ آقا ربیع، 1383
13-1 (. گویش راجی در شهرستان نطنز از استان اصفهان، این لهجه ها را شامل می شود که :1354
تفاوت های موجود میان آن ها عمدتاً به لحاظ آوایی )تلفظ( و کمتر به لحاظ واژگانی و گاه دستوری
است: طرقی، طاری، کشه ای، تکیه ای، ابیانه ای، طره ای، طامه ای و نطنزی. لهجۀ طرقی از گویش
راجی از گذشته های بسیار دور تاکنون در شهر طرق رود از توابع شهرستان نطنز از استان اصفهان رواج
داشته است و در حال حاضر نیز در این منطقه به آن سخن گفته می شود.
6 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
4. ویژزی های صرفی فعل در لهجۀ طرقی از زویش راجی
در این بخش، پس از بیان مقدمات پیشین، شش فعل مختلف را به صورت تصادفی و شامل اقسام
ساده، مرکّب، پیشوندی، مجهول، لازم )ناگذر(، متعدی )گذرا( و ربطی برگزیده و ویژگی های صرفی
آن ها را بررسی کرده ایم. در این حوزه، نخست به مقولۀ زمان پرداخته ایم که در فعل های مورد استفاده در
لهجۀ طرقی از گویش راجی، ویژگی هایی درخور توجه دارد. در ادامه، فعل های انتخاب شده را در
اقسام گوناگون از زمان های ماضی )ساده، استمراری، نقلی، بعید، التزامی و مستمر/ ملموس(،
مضارع )اخباری، التزامی و مستمر/ ملموس( صرف کرده و شکل های امر )دوم شخص مفرد و جمع(
و مصدر های آن ها را هم نشان داده ایم تا بر آن اساس بتوانیم مهم ترین ویژگی های صرفی مرتبط با مقولۀ
زمان در این فعل ها را بیان کنیم.
:)vätmun - الف( مصدر زفتن )ساده، متعدی، معلوم، تام
väj : و بن مضارع vät/ ät : بن ماضی
ماضی:
7 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
مضارع:
امر:
دوم شخص مفرد دوم شخص جمع
بگو
bevä/ beväj
بگویید
beväjid
:)šoymun - ب( مصدر رفتن )ساده، لازم، معلوم، تام
š : و بن مضارع šo/ ši : بن ماضی
ماضی:
8 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
مضارع:
امر:
دوم شخص مفرد دوم شخص جمع
bešid بروید beše برو
:)växärdmun - ج( مصدر نوشیدن )پیشوندی، متعدی، معلوم، تام
växur/ växer/ växir : و بن مضارع växärd : بن ماضی
ماضی:
9 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
مضارع:
امر:
دوم شخص مفرد دوم شخص جمع
بنوش
6växor/ växo
بنوشید
växirid
:)väjkardmun - د( مصدر صدا کردن )مرکّب، متعدی، معلوم، تام
väj kur/ ker/ kir : و بن مضارع väj ka/ kard : بن ماضی
ماضی:
10 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
مضارع:
امر:
دوم شخص مفرد دوم شخص جمع
väj kirid/ bekirid صدا کنید väj ki/ beki صدا کن
:)pičiyäymun - ه( مصدر پختن به معنای پخته شدن )ساده، مجهول، تام
piči : و بن مضارع pičiyä : بن ماضی
ماضی:
11 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
مضارع:
امر:
دوم شخص مفرد دوم شخص جمع
bepičiyid پخته شوید bepičiyo پخته شو
:)boymun - و( مصدر بودن/ استن/ هستن )ساده، معلوم، ربطی
h/ b : و بن مضارع bo/ bi : بن ماضی
ماضی:
12 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
مضارع:
امر:
دوم شخص مفرد دوم شخص جمع
bid باشید bo باش
براساس آنوه صرف فعل های انتخاب شده نشان می دهد، به طور کلی در لهجۀ طرقی از گویش
راجی، تنوع ساختاری و دگرگونی های مختلف در فعل های ماضی، بیشتر از فعل های مضارع و امر
است و در اجزای تشکیل دهندۀ آن ها جا به جایی و تغییر، بیش از دیگر فعل ها صورت می گیرد. مهم ترین
ویژگی های دستگاه صرف فعل در زمان ها و صیغه های گوناگون در لهجۀ مورد بررسی بدین شرح اند:
4-1 . زمان ماضی
4-1-1 . فعل های ماضی ساده به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be ) پیشوند ( + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی
گفتم( ( bemvät : مثال
- be/ ba ) بن ماضی + )پیشوند + o/ u, e, …, im, id, and ) 14 )شناسه های ماضی
پخته شدم( ( bepičiyäyu آمدم( و ( bamayu ،) رفتم ( bešoyo : مثال
پیشوند فعل - + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی
نشاندم( ( hämčänd نوشیدم( و ( vämxärd : مثال
بن ماضی + پیشوند فعل - + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
سُر خوردم( ( hälizäyu افتادم( و ( derkattu : مثال
13 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
عنصر غیرفعلی فعل مرکّب - + m, d, š, mu, du, šu ) + )شناسه های ماضی
عنصر فعلی فعل مرکّب
صدا کردم( ( väjum ka/ kard : مثال
بن ماضی - + o/ u, e, ..., im, id, and ( (شناسه های ماضی
بودم( ( boyu/ boyo : مثال
4-1-2 . فعل های ماضی استمراری به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- a )» می « پیشوند معادل ( + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی
می گفتم( ( amvät : مثال
- a )» می « بن ماضی + )پیشوند معادل + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
aboyu/ aboyo پخته می شدم( و ( apičiyäyu ،) می آمدم ( atümayu ،) می رفتم ( ašoyo : مثال
)می بودم(
پیشوند فعل - + m, d, š, mu, du, šu ) شناسه های ماضی ( + a )» می « بن ماضی + )پیشوند معادل
می نشاندم( ( hämačänd/ hämačänä می نوشیدم( و ( vämaxärd : مثال
پیشوند فعل - + a )» می « بن ماضی + )پیشوند معادل + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
سُر می خوردم( ( häalizäyu می افتادم( و ( derakattu : مثال
عنصر غیرفعلی فعل مرکّب - + m, d, š, mu, du, šu ) شناسه های ماضی ( + a )» می « )پیشوند معادل
عنصر فعلی فعل مرکّب +
صدا می کردم( ( väjum aka/ akard : مثال
4-1-3 . فعل های ماضی نقلی به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be ) پیشوند ( + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی + a
است که در زبان فارسی برای ساختن وجه وصفی مورد نیاز در زمان های » ه« معادل a ) پسوند
ماضی نقلی، ماضی بعید و ماضی التزامی به کار می رود(؛
گفته ام( ( bemvätta : مثال
- be/ ba ) بن ماضی + )پیشوند + a )» ه« پسوند معادل ( + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
پخته شده ام( ( bepičiyäyayu آمده ام( و ( bamiyayu ،) رفته ام ( bešiyayu : مثال
پیشوند فعل - + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی + a )» ه« )پسوند معادل
14 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
نشانده ام( ( hämčänäya/ hämčända نوشیده ام( و ( vämxärda : مثال
بن ماضی + پیشوند فعل - + a )» ه« پسوند معادل ( + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
سُر خورده ام(. ( hälizäyayu افتاده ام( و ( derkattayu : مثال
مصوّ ت قرار گیرد، برای سهولت تلفظ، یک صامت ،a در این ساختار، هر گاه قبل از مصوّ ت کوتاه
.hälizäyayu : اضافه می شود؛ مثال a پیش از y
عنصر غیرفعلی فعل مرکّب - + m, d, š, mu, du, šu ) عنصر فعلی فعل+ )شناسه های ماضی
مرکّب + a )» ه« )پسوند معادل
صدا کرده ام( ( väjum karda : مثال
بن ماضی - + a + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
بوده ام( ( biyayu : مثال
4-1-4 . فعل های ماضی بعید به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be ) پیشوند ( + m, d, š, mu, du, šu ) + بن ماضی + )شناسه های ماضی
a)» ه« پسوند معادل ( + bo ) )فعل معین
پخته شده بودم( ( bepičiyä/ bepičiyäya boyo گفته بودم( و ( bemvätta/ bevätta bo : مثال
- be/ ba ) بن ماضی + )پیشوند + a )» ه« پسوند معادل ( + bo ) )فعل معین
+ o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
آمده بودم( ( bamiya boyo رفته بودم( و ( bešiya boyo : مثال
پیشوند فعل - + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی + a )» ه« )پسوند معادل
+ bo ) )فعل معین
نشانده بودم( ( hämčänäya/ hämčända bo نوشیده بودم( و ( vämxärda bo : مثال
بن ماضی + پیشوند فعل - + a )» ه« پسوند معادل ( + bo ) فعل معین ( + o/ u, e, ..., im, id,
and ) )شناسه های ماضی
سُر خورده بودم( ( hälizäya boyo افتاده بودم( و ( derkatta boyo : مثال
عنصر غیرفعلی فعل مرکّب - + m, d, š, mu, du, šu ) )شناسه های ماضی
عنصر فعلی فعل مرکّب + + a )» ه« پسوند معادل ( + bo ) )فعل معین
صدا کرده بودم( ( väjum karda bo : مثال
15 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
بن ماضی - + a )» ه« پسوند معادل ( + bo ) فعل معین ( + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
بوده بودم( ( biya boyu/ boyo : مثال
4-1-5 . فعل های ماضی التزامی به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be ) پیشوند ( + m, d, š, mu, du, šu ) + بن ماضی + )شناسه های ماضی
a )» ه« پسوند معادل ( + bü ) در زبان فارسی » باش « )فعل معین- معادل
گفته باشم( ( bemvätta/ bevätta bü : مثال
- be/ ba ) بن ماضی + )پیشوند + a )» ه« پسوند معادل ( + bü, be, bü, bim, bid, band
)فعل معین(
پخته ( bepičiyä/ bepičiyäya bü آمده باشم( و ( bamiya bü ،) رفته باشم ( bešiya bü : مثال
شده باشم(
پیشوند فعل - + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی + a )» ه« )پسوند معادل
+ bü ) )فعل معین
نشانده باشم( ( hämčänäya/ hämčända bü نوشیده باشم( و ( vämxärda bü : مثال
بن ماضی + پیشوند فعل - + a )» ه« پسوند معادل ( + bü, be, bü, bim, bid, band ) )فعل معین
سُر خورده باشم( ( hälizäya bü افتاده باشم( و ( derkatta bü : مثال
عنصر غیرفعلی فعل مرکّب - + m, d, š, mu, du, šu ) )شناسه های ماضی
عنصر فعلی فعل مرکّب + + a )» ه« پسوند معادل ( + bü, be, bü, bim, bid, band ) )فعل معین
صدا کرده باشم( ( väjum karda bü : مثال
بن ماضی - + a )» ه« پسوند معادل ( + bü, be, bü, bim, bid, band ) )فعل معین
بوده باشم( ( biya bü : مثال
4-1-6 . فعل های ماضی مستمر )ملمو ( به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- därdum, därded, därdeš, därdmu/ därdemu, därddu/ därdedu, därdšu/ därdešu
فعل معین( ( + a )» می « پیشوند معادل ( + m, d, š, mu, du, šu ) بن ماضی + )شناسه های ماضی
داشتم می گفتم( ( därdum amvät/ avät : مثال
- därdum, därded, därdeš, därdmu/ därdemu, därddu/ därdedu, därdšu/ därdešu
فعل معین( ( + a )» می « بن ماضی + )پیشوند معادل + o/ u, e, ..., im, id, and ) )شناسه های ماضی
16 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
därdum داشتم می آمدم( و ( därdum atümayu ،) داشتم می رفتم ( därdum ašoyo : مثال
داشتم پخته می شدم( ( apičiyäyu
- därdum, därded, därdeš, därdmu/ därdemu, därddu/ därdedu, därdšu/ därdešu
پیشوند فعل + )فعل معین( + m, d, š, mu, du, šu ) شناسه های ماضی ( + a )» می « )پیشوند معادل
بن ماضی +
داشتم ( därdum hämačänd/ hämačänä داشتم می نوشیدم( و ( därdum vämaxärd : مثال
می نشاندم(
- därdum, därded, därdeš, därdmu/ därdemu, därddu/ därdedu, därdšu/ därdešu
پیشوند + )فعل معین( + a )» می « بن ماضی + )پیشوند معادل + o/ u, e, ..., im, id, and
)شناسه های ماضی(
داشتم سُر می خوردم( ( därdum häalizäyu داشتم می افتادم( و ( därdum derakattu : مثال
- därdum, därded, därdeš, därdmu/ därdemu, därddu/ därdedu, därdšu/ därdešu
عنصر غیرفعلی فعل مرکّب + )فعل معین( + m, d, š, mu, du, šu ) )شناسه های ماضی
+ a )» می « عنصر فعلی فعل مرکّب + )پیشوند معادل
داشتم صدا می کردم( ( därdum väjum aka : مثال
4-1-7 . شناسه های سازندۀ فعل ماضی عبارت اند از:
m, d, š, mu, du, šu
o/ u, e, ..., im, id, and15
4-1-8 . فعل های معین سازندۀ فعل ماضی عبارت اند از:
زمان فعل معین
با شناسه یا بدون آن براساس نوع فعل( ( bo ماضی بعید
16bü, be, bü, bim, bid, band ماضی التزامی
ماضی مستمر
)ملموس(
därdum, därded, därdeš, därdmu/ därdemu, därddu/
därdedu, därdšu/ därdešu
17 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
4-1-9 . پیشوند های مورد استفاده در سابت فعل ماضی عبارت اند از:
پیشوند نوع زمان ماضی کارکرد
ماضی ساده، نقلی، بعید و التزامی در زبان فارسی معیار ترجمه نمی شود. be/ ba
پیشوندهای سازندۀ فعل پیشوندی )مانند
)växärdmun در مصدر vä پیشوند
تمام زمان ها در بیشتر موارد، ایجاد تغییر در معنای
فعل
ماضی استمراری و ماضی مستمر a
)ملموس(
در ماضی استمراری در » می « معادل
زبان فارسی
گفتم(. ( bemvät/ bevät : در صرف فعل ماضی، گاه شناسۀ اول شخص مفرد حذف می شود؛ مثال
گفتی(. ( bedvät/ bedät : گاه نیز یکی از واج های سازندۀ بن فعل حذف می شود؛ مثال
همان گونه که در جدول ها می بینیم، در صرف برخی فعل ها جایگاه شناسه های ماضی تغییر
می کند.
گاه پس از افزوده شدن شناسه های ماضی به فعل، واج آخر از بن فعل به صورت مشدّ د تلفظ
می افتم(. ( derakku افتادم( و ( derkattu : می شود؛ مثال
ماضی استمراری در زبان فارسی( بین پیشوند و فعل قرار می گیرد؛ » می « معادل با پیشوند ( a ، گاه
می افتادم(. ( derakattu : مثال
صدا ( väjum ka/ kard : گاه در عنصر فعلی از فعل مرکّب، برخی واج ها حذف می شوند؛ مثال
کردم(.
4-2 . زمان مضارع
4-2-1 . فعل های مضارع ابباری در لهجۀ طرقی از زویش راجی به یکی از این صورت ها سابته
می شوند:
- a ) در زبان فارسی » می « شناسه های مضارع + بن مضارع + )پیشوند معادل با
پخته می شوم(. در برخی ( apičiyu می آیم( و ( ayu ،) می روم ( ašü ،) می گویم ( aväju : مثال
می دانم(. ( zänu : حذف می شود؛ مثال a فعل ها پیشوند
پیشوند فعل - + a ) در زبان فارسی » می « شناسه های مضارع + بن مضارع + )پیشوند معادل با
18 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
häačänu سُر می خورم( و ( häalizu ،) می افتم ( derakku ،) می نوشم ( väaxuru : مثال
)می نشانم(
عنصر غیرفعلی از فعل مرکّب - + a ) در زبان فارسی » می « + )پیشوند معادل با
شناسه های مضارع + عنصر فعلی از فعل مرکّب
صدا می کنم( ( väj akuru : مثال
)یا شناسه های مضارع به تنهایی( شناسه های مضارع + بن مضارع -
هستم( ( hu/ -u : مثال
4-2-2 . فعل های مضارع التزامی به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be/ bi ) شناسه های مضارع + بن مضارع + )پیشوند
پخته بشوم( ( bepičiyu بیایم( و ( biyu ،) بروم ( bešü ،) بگویم ( beväju : مثال
شناسه های مضارع + بن مضارع + پیشوند فعل -
بنشانم( ( häčänu سُر بخورم( و ( hälizu ،) بیفتم ( derku ،) بنوشم ( växuru : مثال
شناسه های مضارع + عنصر فعلی از فعل مرکّب + عنصر غیرفعلی از فعل مرکّب -
صدا کنم( ( väj kuru : مثال
شناسه های مضارع + بن مضارع -
باشم( ( bü : مثال
4-2-3 . فعل های مضارع مستمر )ملمو ( به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- däru, däre, dära, därim, därid, därand ) فعل معین ( + a ) در زبان فارسی » می « )پیشوند معادل با
شناسه های مضارع + بن مضارع +
däru دارم می آیم( و ( däru ayu ،) دارم می روم ( däru ašü ،) دارم می گویم ( däru aväju : مثال
دارم پخته می شوم( ( apičiyu
- däru, däre, dära, därim, därid, därand ) پیشوند فعل +)فعل معین
+ a ) در زبان فارسی » می « شناسه های مضارع + بن مضارع + )پیشوند معادل با
دارم سُر ( däru häalizu ،) دارم می افتم ( däru derakku ،) دارم می نوشم ( däru väaxuru : مثال
دارم می نشانم( ( däru häačänu می خورم( و
19 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
- däru, däre, dära, därim, därid, därand ) عنصر غیرفعلی از فعل مرکّب + )فعل معین
+ a ) در زبان فارسی » می « شناسه های مضارع + عنصر فعلی از فعل مرکّب + )پیشوند معادل با
دارم صدا می کنم( ( däru väj akuru : مثال
4-2-4 . شناسه های سازندۀ فعل مضارع عبارت اند از:
u/ ü, e, a/ ü, im, id, and
4-2-5 . فعل های معین سازندۀ فعل مضارع عبارت اند از:
زمان فعل معین
däru, däre, dära, därim, därid, därand ) مضارع مستمر )ملموس
4-2-6 . پیشوند های مورد استفاده در سابت فعل مضارع عبارت اند از:
پیشوند نوع زمان مضارع کارکرد
در زبان فارسی » می « مضارع اخباری و مستمر )ملموس( پیشوند معادل با a
پیشوندهای سازندۀ فعل پیشوندی
در مصدر vä )مانند پیشوند
)växärdmun
تمام زمان ها در بیشتر موارد، ایجاد تغییر در معنای فعل
مضارع التزامی ساختن فعل مضارع التزامی be/ bi
می گویم(. ( aväju/ aju : گاه برخی واج های بن مضارع حذف می شوند؛ مثال
گاه در تلفظ، گونه ای حذف واج های بن مضارع و ادغام آن ها در واج های دیگر رخ می دهد؛ مثال:
بیاییم(. ( biyim/ bim
برخی فعل ها در بعضی زمان ها صرف نمی شوند؛ مانند ماضی و مضارع مستمر )ملموس( از مصدر
بودن/ استن/ هستن(. ( boymun
20 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
4-3 . فعل امر
4-3-1 . فعل های امر دوم شخص مفرد به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be + بن مضارع
بگو( ( beväj : مثال
- be + بن مضارع + e/ o
پخته شو( ( bepičiyo برو( و ( beše : مثال
بن مضارع + پیشوند فعل -
بنشان( ( häčän سُر بخور( و ( häliz ،) بنوش ( växor/ växo : مثال
بن مضارع + پیشوند فعل - + o
بیفت( ( derko : به فعل در حالت امر مفرد اضافه می شود؛ مثال o این
بن مضارع - + o
باش( ( bo : مثال
ساخت فعل امر بدون قاعده -
بیا( ( bore : مثال
عنصر غیرفعلی از فعل مرکّب - + be ) عنصر فعلی از فعل مرکّب + )یا بدون آن
صدا کن( ( väj ki/ beki : مثال
4-3-2 . فعل های امر دوم شخص جمع به یکی از این صورت ها سابته می شوند:
- be + بن مضارع + id ) )شناسه
پخته بشوید( ( bepičiyid بروید( و ( bešid ،) بگویید ( beväjid : مثال
بن مضارع + پیشوند فعل - + id ) )شناسه
بنشانید( ( häčänid سُر بخورید( و ( hälizid ،) بیفتید ( derkid ،) بنوشید ( växirid : مثال
عنصر غیرفعلی از فعل مرکّب - + be ) عنصر فعلی از فعل مرکّب + )یا بدون آن + id ) )شناسه
صدا کنید( ( väj kirid/ bekirid : مثال
بن مضارع - + id ) )شناسه
باشید( ( bid : مثال
ساخت فعل امر بدون قاعده -
21 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
بوده است. biyid بیایید( که ظاهرًا در اصل به صورت ( bid : مثال
مانند ( bo است که البته گاهی به شکل be ، همان گونه که می بینیم، پیشوند خاص سازندۀ فعل امر
در می آید. )» بیایید « به معنای bid مانند ( b یا )» بیا « به معنای bore
بگو(. ( bevä/ beväj : در فعل امر نیز گاهی برخی واج های بن فعل حذف می شوند؛ مثال
4-4 . مصدر
ساختار مصدر در گویش راجی به این صورت است:
بن ماضی + mun ) )پسوند
گفتن(. ( vätmun : مثال
این ساختار، قاعدۀ کلی برای به دست آوردن مصدر است.
4-5 . دیگر ویژزی های فعل در لهجۀ طرقی از زویش راجی
4-5-1 . سابتار پیچیدۀ فعل و جایگاه متغیر بن و شناسه در آن
همان گونه که در تحلیل فعل های انتخاب شده دیدیم، در لهجۀ مورد بررسی و به ویژه در زمان ماضی،
فعل دارای ساختاری پیویده است و جایگاه شناسه و دیگر اجزا در آن در حالت های مختلف
تغییرهایی می کند.
4-5-2 . آمدن ضمیر متصل مفعولی در سابتار فعل
من را می آو ر د(. ( amyäna : مثال
4-5-3 . جدا شدن شناسه و قرار زرفتن آن قبل از فعل در سابتار جمله
مثال:
ihäm napiya ) )این ها را نمی خواهم
در این حالت، گاه شناسه از فعل فاصله می گیرد، برخی ارکان جمله درمیان آن و فعل می آیند و
فعل در تمام شش صیغه، از شناسه جداست؛ مثال:
dotä melim düme kala de bedi ) )دوتا گربه را روی دیوار دیدم
22 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
4-5-4 . نقش فعال پیشوندها در تغییر دادن معنای فعل
مثال:
. درافتاد( 17 ( derkat ؛) از بین رفت/ منسوخ شد ( ärkat :) افتادن ( katmun - از مصدر
مثلاً : درس بخوانم(. ( ärxänu :) خواندن ( xändmun - از مصدر
بنوشم(. ( växuru :) خوردن ( xärdmun - از مصدر
ärumgerat ؛) گرفتم و گاهی به معنای خریدم ( hämgerat :) گرفتن ( geratmun - از مصدر
)برداشتم(.
مثلاً : انگور را با نخ ( ärum bas ؛) کتکش زدم ( dimbas :) زدن/ بستن ( basmun - از مصدر
مثلاً : دست آسیب دیده را بستم(. ( derum bas ؛) بستم
4-5-5 . تغییر کردن شکل بن فعل در صیغه های مختلف
خوردن( می توان دید که بن مضارع آن به این صورت هاست: ( xärdmun نمونۀ این ویژگی را در مصدر
.xur/ xer/ xir
4-5-6 . قرار زرفتن ضمیر متصل مفعولی در میان سابتار فعل
مثال:
ayand adgerand adnigand ) )می آیند می گیرندت می برندت
4-5-7 . سابت فعل دعایی به صورت رایج در فارسی کلاسیک
مثال:
xodäš biyamorzä 18 )خدایش بیامرزاد(
4-5-8 . فعل هایی با معنای باص
مانند پیدا کردن به معنای به دنیا آوردن:
vačaš di ka ) )بوه پیدا کرد= صاحب فرزند شد
4-5-9 . کاربرد فعل های باص زبان فارسی کهن
به معنای رفتن و به کار بردن فعل های » شدن « نمونۀ شاخص این ویژگی، استفاده از فعل های مصدر
به عنوان فعل ربطی است. مثال: » آمدن « مصدر
23 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
hasan bešo raz ) )حسن به باغ شد= رفت
in püra xeyli čäk amiya ) )این پسره خیلی چاق آمده است= شده است
4-5-10 . سابت های مصدر
یا بدون آن mun 4-5-10-1 . سابتن مصدر با استفاده از پسوند
نوشتن(؛ ( nivištmun ؛) کندن ( kindmun ؛) گفتن ( vätmun ؛) خوردن ( xärdmun/ xärd : مثال
حرف زدن(: ( hangäštmun/ hangäšt ؛) ساختن ( sätmun/ sät
šumxärd rä vägerdim ) )برای شام خوردن برگردیم
yo kiyasät eč komakeš neka ) )در خانه ساختن هیچ کمکی نکرد
injur hangäšt fäyda nedära ) )این جور حرف زدن فایده ای ندارد
پس از بن مضارع i 4-5-10-2 . سابت باص مصدر با استفاده از پسوند
بوه داری(. ( vač(č)adäri ؛) باغ را کندن ( razkini : مثال
4-5-11 . کاربرد فعل با معنای تفضیلی به جای استفاده از قید
: به معنای بیشتر دوست داشتن 19 » دوست تر داشتن « مانند مصدر
mu in vača un itä de düstar däru ) )من این بوه را از آن یکی دوست تر دارم= بیشتر دوست دارم
)ma-( و نهی )na-/ ne-( 4-5-12 . جایگاه پیشوند های سازندۀ فعل نفی
نگو(؛ ( maväj/ mavä نمی گویم( و ( naväju ،) نگفتم ( nemvät : - در آغاز فعل
ننوش(؛ ( vämaxo ننوشیدم( و ( vämnexärd : - بعداز پیشوند فعل
صدا نکن(. ( väj maki صدا نکردم( و ( väjum nekard : - بعداز عنصر غیرفعلی از فعل مرکّب
4-5-13 . کاربرد فعل با معنای کنایی
teq vundmun/ در لهجۀ مورد بحث، برای بیان معنای توانستن/ نتوانستن از فعل های مصدر
استفاده می شود؛ مثال: » تیغ بریدن/ نبریدن « با معنای تحت اللفظی nevundmun
mu tequm naväna bešu šahr ) )من تیغم نمی بُ رد= نمی توانم بروم شهر
teqeš ašvund höyä vägerda ) )تیغش می برید= می توانست فردا برگردد
24 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
برای بیان معنای توانستن/ نتوانستن علاوه بر این عبارت فعلی دارای معنای کنایی، از یک فعل
به این صورت نیز استفاده می شود: šü وجهی با بن
ašüd/ bašüd vät/ našüd vät ) 20 )می توانی/ نمی توانی بگویی
vämu(b)ašüxärd/ vämunašüxärd ) )می توانیم/ نمی توانیم بنوشیم
häš(b)ašülizä/ häšnašülizä ) )می تواند/ نمی تواند سُر بخورد
väjdu (b)ašüka/ väjdunašü ka ) )می توانید/ نمی توانید صدا کنید
bašüšü bo/ našüšü bo ) )می توانند/ نمی توانند باشند
4-5-14 . فعل های وجهی
مهم ترین فعل های وجهی مورد استفاده در این لهجه از گویش راجی عبارت اند از:
برای بیان معنای توانستن که در سطرهای قبل دربارۀ آن صحبت کردیم؛ šü - فعل با ریشۀ
زمان گذشته( که ( » بایست « به معنای apiyä زمان حال( و ( » باید « به معنای apiya - فعل
گویشوران، هر کدام را در جای درست و مناسب به کار می برند. مثال:
apiya qozäš bexera ) )باید غذایش را بخورد
apiyä darseš ärxäna ) )بایست درسش را می خواند
5. نتیجه زیری
براساس آنوه گفتیم، مهم ترین ویژگی های دستگاه صرف فعل در لهجۀ طرقی از گویش راجی بدین
شرح اند:
از ویژگی های کلی فعل، موارد زیر را می توان نام برد: بیشتر بودن تنوع ساختاری و دگرگونی های
مختلف در فعل های ماضی در مقایسه با فعل های مضارع و امر، و صورت گرفتن جا به جایی و تغییر در
اجزای تشکیل دهندۀ آن ها بیش از دیگر فعل ها؛ پیویدگی ساختار فعل به ویژه در زمان ماضی و جایگاه
متغیر بن، شناسه و پیشوند ها در آن؛ اشتراک برخی ویژگی های صرفی فعل در لهجۀ طرقی از گویش
راجی با ویژگی های صرفی فعل در زبان فارسی دری کهن. ویژگی های مربوط به کاربرد شناسه
عبارت اند از: لغزنده بودن جایگاه شناسه در فعل ماضی؛ خارج شدن شناسه از ساختار فعل و
قرار گرفتن آن پیش از فعل )با فاصله یا بدون فاصله(؛ به کار رفتن دو دسته شناسه برای صرف فعل های
ماضی؛ به کار رفتن یک دسته شناسه برای صرف فعل های مضارع؛ حذف شدن شناسه از فعل در برخی
موارد؛ استفاده شدن از شناسه برای ساختن فعل امر دوم شخص مفرد. تغییر کردن شکل بن فعل در
برخی صیغه ها از ویژگی های مربوط به کاربرد بن فعل در این گویش است. از ویژگی های ساختاریِ
25 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
خاص در فعل های این لهجه، موارد زیر را می توان نام برد: فاصله افتادن میان عنصر غیر فعلی و عنصر
فعلی سازندۀ فعل مرکّب؛ استفاده از برخی عناصر خارج از ساختار فعل درون آن و استفاده از برخی
ساخت های بدون قاعده. ویژگی های آوایی خاص این گویش عبارت اند از: ادغام بخش هایی از
عناصر سازندۀ فعل در یکدیگر؛ بروز برخی تغییر های آوایی برای ساخته شدن بعضی صیغه های خاص؛
افزوده شدن واج هایی برای سهولت تلفظ یا ساخت صیغه هایی خاص؛ حذف شدن برخی واج ها از فعل
یا ادغام شدن آن ها در واج های دیگر؛ تلفظ شدن برخی واج های فعل به صورت مشدّ د در برخی موارد؛
صرف شدن برخی صیغه ها به دو شکل به لحاظ آوایی. ویژگی های مربوط به کاربرد فعل معین
عبارت اند از: ثابت بودن و صرف نشدن فعل معین در فعل های پیشوندی ماضی و نیز تلفظ شدن برخی
فعل های معین به دو شکل. صرف نشدن برخی زمان ها از مصدر هایی خاص، ازجمله ویژگی های
زمانیِ خاص در این گویش است. ویژگی های مربوط به کاربرد پیشوند ها شامل این موارد است:
حرکت کردن برخی پیشوند ها به درون ساختار فعل؛ کارکرد فعال پیشوند ها در ساختن صیغه های
گوناگون فعل و در بیشتر موارد، ایجاد تغییر در معنای فعل؛ تلفظ شدن برخی پیشوند ها به دو یا چند
شکل؛ حذف پیشوند ها در برخی موارد. ساخت مصدر بدون استفاده از پسوند مصدر ساز در برخی
موارد ازجمله ویژگی های مربوط به کاربرد مصدر است. ویژگی های معنایی فعل در این گویش
عبارت اند از: کاربرد برخی فعل های دارای معنای خاص؛ کاربرد فعل با معنای کنایی؛ کاربرد فعل با
معنای تفضیلی به جای استفاده از قید. استفاده از فعل های وجهی خاص و نیز کاربرد برخی فعل های
خاص زبان فارسی دری کهن در این لهجه، قابل توجه است.
6. سپاسگزاری
نگارنده بر خود واجب می داند از استادان بزرگوار، دکتر محمدمهدی اسماعیلی و دکتر سید احمد عقیلی تکیه
که راهنمایی های ارزندۀ آنان در نگارش این مقاله، بسیار مفید و مؤثر بوده است، صمیمانه تشکر و قدردانی
کند.
پی نوشت ها
میان منابع گوناگون، اختلاف نظر وجود دارد. در این ،» لهجه « و » گویش « ،» زبان « 1. در استفاده از واژه های
مقاله، همه جا راجی را گویش قلمداد کرده و طرقی را یکی از لهجه های این گویش دانسته ایم.
2. برای آ گاهی از نظر های گوناگون زبان شناسان ایرانی و خارجی دربارۀ تفاوت میان این سه واژه نک:
. دبیرمقدّم، 1387
3. در ساخت هایی از این دست، گاه شناسه از فعل جدا می شود و جایگاه آن در بافت های مختلف تغییر
گفتم که...(. ( bemvät ke… این حرف را گفتم( و ( in qäyam bevät : می کند. مثال
26 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
4. فعل ازنوع پیشوندی است و شناسه درون ساختار آن قرار می گیرد؛ بدین سبب، فعل معین صرف نمی شود و
دارد. )bü( در تمام شش شخص، یک حالت ثابت
معمولاً هنگام تلفظ در مصوت بلند قبل از آن ادغام می شود. a 5. در این فعل و موارد مشابه آن، مصوت کوتاه
6. در بن مضارع، تغییر آوایی صورت گرفته است تا فعل امر ساخته شود.
برای سهولت تلفظ در شش صیغه اضافه شده اند. e و u .7
8. واج هایی از فعل حذف شده اند.
9. چون شناسه در ساختار فعل اصلی به کار رفته است، فعل معین صرف نمی شود و در تمام صیغه ها یک شکل
دارد.
در هم ادغام شده اند. ya 10 . دو
در هم ادغام شده اند. ya 11 . دو
در هم ادغام شده اند. ya 12 . دو
قبل از شکل متصل برای سهولت تلفظ اضافه شده است. y 13 . یک
14 . در این حالت، در تمام اقسام ماضی، سوم شخص مفرد، شناسه ندارد.
15 . همان گونه که در جدول صرف فعل ها می بینیم، در مواردی که آخرین واج قرار گرفته پیش از این دسته از
برای سهولت تلفظ، قبل از این دسته از شناسه ها y شناسه های سازندۀ فعل ماضی، مصوت باشد، یک صامت
قرار می گیرد.
است و صرف bü 16 . وقتی شناسه درون ساختار فعل قرار می گیرد، فعل معین در تمام صیغه ها به صورت
نمی شود.
17 . قسمت های مشخص شده، پیشوند هستند.
مفعول است. » ش« 18 . در این جمله و موارد مشابه آن، ضمیر پیوستۀ
19 . شایان ذکر است که برخی از این ویژگی ها را در متون کلاسیک فارسی دری می توان دید و بعضی دیگر را
نیز گویشوران هنگامی که به زبان فارسی رایج در پایتخت سخن می گویند، به کار می برند و در واقع به زبان
فارسی انتقال می دهند؛ مانند دوست تر داشتن، چاق آمدن و بوه پید اکردن.
از نوع شناسه های سازندۀ فعل ماضی هستند. m, d, š, mu, du, šu ، 20 . در این ساختار
منابع
کتاب ها
- آقاربیع، ابوالحسن، ) 1383 (، زویش راجی هنجن، چ 1، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی-
گروه نشر آثار.
27 دستگاه صرف فعل در لهجۀ ط رقی از گویش راجی
- اسماعیلی، محمد مهدی، ) 1390 (، زنجینۀ زویش های ایرانی استان اصفهان 1: زویش های
طرقی، طاری، کشه ای، طامه ای، نطنزی، تکیه ای، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
- پور ریاحی، مسعود، ) 1361 (، شناسایی زویش های ایران، تهران، سازمان میراث فرهنگی.
- حلواچی نشلجی، عباس، ) 1390 (، فرهن زویش راجی نشلج، چ 1، کاشان، همگام با هستی.
- دهقانیان، عباس، ) 1386 (، فرهن جامع زبان و زویش نطنز، چ 1، تهران، پ رشکوه.
- شیری، علی اکبر، ) 1386 (، درآمدی بر زویش شناسی، چ 1، تهران، مازیار.
- صبوری، نرجس بانو و آسیه ذبیح نیا عمران، ) 13۹3 (، مقدمه ای بر زویش شناسی، یزد، هومان.
- صفری، حسین، ) 1373 (، واژه نامۀ راجی: زویش شهرستان دلیجان، با پیشگفتار و یاوری
فریدون جنیدی، چ 1، بی جا، بی نا.
- مجیدی، محمدرضا، ) 1354 (، زویش های پیرامون کاشان و محلات، تهران، فرهنگستان زبان
ایران.
پایان نامه ها
- رئیس پور، راشین، ) 1390 (، بررسی فرایندهای اشتقاق و ترکیب در زویش راجی هنجن،
پایان نامۀ کارشناسی ارشد، استاد راهنما: فریبا قطره، دانشکدۀ ادبیات، زبان های خارجی و تاریخ،
دانشگاه الزهرا.
- مدنی، داوود، ) 1374 (، توصیف زروه فعلی زویش راجی )زویش دلیجان(، پایان نامۀ
کارشناسی ارشد رشتۀ زبان شناسی همگانی، استاد راهنما: کوروش صفوی، دانشکدۀ ادبیات و
زبان های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی.
مجلات
واژگان دالّ بر نام اندام های بدن در ساختار اصطلاحات « ،) - احمدی، امیر و حجت محرابی، ) 1389
همایش بین المللی زویش های مناطق کویری ایران، دانشگاه ،» گویش راجی: یک تحلیل شناختی
.101- سمنان، صص 81
،» زبان، گونه، گویش و لهجه: کاربردهای بومی و جهانی « ،) - دبیرمقدّم، محمد، ) 1387
.128- ادب پژوهی، ش 5، صص 91
. اطلاع ات ، ص 6 ،» اه م ی ت گ و یش ه ا و له ج ه ه ای ا یران ی « ،) - س رک ارا تی ، به م ن، ) 11 ش ه ر یور 1383
28 فصلنامۀ ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، شمارۀ 23 ، بهار 1398
، نامۀ انسان شناسی، س 4 ،» پلورالیسم قومی- زبانی و هویت ملی « ،) - مدرّ سی، یحیی، ) 1384
.146- ش 7، صص 129
مجلۀ زبان ها و ،» بررسی فرایندهای واجی گویش راجی « ،) - ملکی، محمود، )آذر 1393
.156- زویش های ایرانی: ویژه نامۀ نامۀ فرهنگستان، ش 4، صص 129
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۹ ساعت 22:9 توسط محمدجلالیان/کریمی
|